سرای فرش و تابلوفرش دستباف

مراحل بافت فرش

عمليات چله كشی، گره زنی، پود گذاری و ساير ريزه كاری های فنی

آنافرش
2,252

در مطالعه مراحل بافت فرش عملیات چله کشی، گره زنی، پود گذاری و سایر ریزه کاری های فنی را کم و بیش به تفصیل شرح می دهیمچله کشی یا یوردماق:
چله (تار): چله مجموع نخ هایی با تاب زیاد است که به موازات یکدیگر و با کشش معینی بر روی میله های سر دار و زیر دار پیچیده می شوند. ظرافت و ضخامت نخ های چله بر حسب تعداد گره های مورد نظر در فرش متفاوت است به عنوان مثال برای فرش های درشت بافت نخ های چله۱۲ لا و برای فرش های ظریف تر (۴۰ و ۴۵ گره در ۵/۶ سانتی متر) نخ های ۹ لا و برای فرش های ریز بافت چله های ابریشمی بکار می برند. نخ های چله سفید رنگ در مراکز بافندگی شهری کاربرد بیشتری دارند در حالی که فرش های ایلیاتی قشقائی، بلوچی، لری و بختیاری بیشتر چله های رنگی دارند.

حساس‌ترین و مهم‌ترین مرحله بافت قالی چله کشی و یا به اصطلاح یوردماق می‌باشد که پایه و اساسی قالی را تشکیل می‌دهد. هر قدر این کار بهتر و با حساسیت بیشتری انجام شود در پایان فرش تقریباً بی‌عیب و نقص در ساختار اصلی خواهیم داشت. به عبارتی دیگر قرار دادن تارها در کنار یکدیگر و به موازات هم در طول دار را چله کشی می‌گویند. در کل دو نوع چله کشی وجود دارد. یکی چله کشی فارسی و دیگری چله کشی ترکی، چله کشی فارسی به دو طریق چله کشی بر روی دار و چله دوانی بر روی زمین انجام می‌شود و قالی‌های ترکمنی معمولاً بر روی دار چله کشی می‌شوند و فرشی که تولید می‌شود تقریباً به اندازه چارچوب دار و یا کمی کوچک‌تر از آن می‌باشد. در یک بافت تمیز و شسته رفته نقش چله کش (تنه تاب) وارد و مسلط را هرگز نمی توان از کار بافنده با صبر و حوصله آن کم بهاتر شمرد.
در امر چله کشی علاوه بر مهارت استادکار چله کش انتخاب مواد اولیه مرغوب و دار مناسب نیز حائز اهمیت فراوان است. انتظار بیهوده ای است که از یک دار کج و کوله حتی با نظارت چله کش ماهر بتوان فرشی بی عیب و نقص پائین کشید.
چله کشی مانند طراحی و رنگرزی می تواند یک پیشه مجرد در مجموعه حرفه قالی بافی باشد. تفسیر این کلام این است که یک چله کش الزاماً نباید بافنده باشد. او پس از خاتمه چله کشی می تواند بافت فرش را نیز انجام دهد و یا اینکه به سراغ دار دیگری برای چله کشی برود. کارش تا حدودی دقیق تر و فنی تر از بافنده است. محاسبی است که با آگاهی از نقشه فرش، تعداد تارها و نوع آن ها و طول و عرض فرش را محاسبه نموده و به هنگام بروز اشکالات فنی قادر به یافتن راه حل های مناسب نیز می باشد.
برحسب محل بافت و سنت های بافندگی، چله کشی به دو شیوه زیر صورت می گیرد: چله کشی فارسی، چله کشی ترکی.
در چله کشی فارسی ابتدا نخ های چله را در روی زمین به دور دو میله که در زمین محکم شده ا ند پیچیده و سپس آن را به دار منتقل می نمایند درحالی که در چله کشی به طریقه ترکی دو کارگر که یکی در بالا و دیگری در پایین دستگاه قالی بافی نشسته اند با پرتاب گلوله نخ چله به طرف یکدیگر و پیچاندن منظم این نخ ها در اطراف میله های سردار و زیر دار این عمل را انجام می دهند. این نوع چله کشی هر چند باعث صرف وقت بیشتری می شود ولی به علت دقت و نظمی که در کار وجود دارد نتیجه ای کاملاً رضایت بخش ببار می آورد.
پس از چله کشی بنابر سنت های بافندگی هر محل، گاهی یک دو سانتی متر و حداکثر چهار سانتی متر در عرض فرش را به صورت گلیم بافت در می آوردند. گلیم بافی در سر و ته فرش الزاماً عملی نیست که همیشه و همه جا مورد عمل باشد. بسیاری از مواقع فرش ها و قالیچه ها به ویژه انواع متوسط و تجارتی آن ها بدون قسمت گلیم بافت به بازار عرضه می شوند.
اکثراً پس از خاتمه بافت بر روی نخ های چله یک ردیف زنجیره می زنند. زنجیره در واقع نوعی قلاب بافی است که هر بار روی چهار نخ (دو نخ رو و دو نخ زیر) صورت می گیرد. زنجیره ها علاوه بر آنکه لبه های فرش را زیباتر و منظم تر می نمایند باعث آن می شوند که گره ها در روی چله فرش حرکت نکرده و ثابت بمانند.

برای چله کشی با توجه به ابعاد، رجشمار و مواد اولیه قالی تعداد معینی از تارهای چله را به موازات یکدیگر و در کنار هم و در طول قالی قرار می‌دهند. هنگام چله کشی دو نفر یکی در کنار سر دار دیگری کنار زیر دار قرار گرفته و شروع به چله کشی می‌کنند. ابتدا سرنخ چله را به دور زیر گره زده از جائی که چله کشی شروع می‌شود. و گلوله نخ را از بالای سردار به طرف زیر عبور داده و امتداد می‌دهند سپس گلوله نخ را از بالای زیر دار عبور داده و دوباره مرحله قبلی را تکرار می‌کنند این کار را تا جائی انجام می‌‌دهند که قسمت‌های تعیین شده برای چله کشی پر شود در این چله کشی در بین تارها ضربی ایجاد می‌شود که اگر از مقطع جانبی به آن نگاه کنیم به حالت هشت انگلیسی دیده می‌شود، فاصله بین تارهای چله بستگی به رجشمار فرش دارد .

کوجی بندی

بعد از مرحله چله کشی نوبت به کوجی بندی است میله کوجی را به موازات زیر دار و کمی بالاتر از زیردار و پایین‌تر از ضرب چله‌ها روی راست رو و چپ رو قرار می‌دهند و یک گلوله نخ پنبه‌ای (چله) را به ابتدای کوجی بسته و تار روئی را برداشته و نخ چله را از زیر آن رد نموده و گلوله را به طرف بالای کوجی برده و یک بار دور آن پیچیده و تار روئی دیگر را برمی‌داریم و به کوجی قرار می‌دهند و به این طریق ضرب ایجاد شده به وسیله هاف جابه‌جا می‌شود.

زنجیره بافی

بعد از کوجی بندی و هاف گذاری و عبور چند رشته نخ پود برای صاف و منظم نمودن چله‌ها و استحکام نمودن دم کار شروع به انجام زنجیره بافی یا به اصطلاح سیردماق می‌کنیم که این کار باعث منظم و جفت نمودن تارهای زیر و روی قالی و درخت ابتدای قالی می‌شود و موجب می‌گردد که هنگام استفاده از قالی، گلیم ابتدا و انتهای فرش از هم گسیخته و پاره نشود.

گلیم بافی

بعد از زنجیره بافی گلیم و یا به اصطلاح توپراق قالی را انجام می‌دهیم که به وسیله نخ‌ها و خامه‌های رنگی و مانند پود و به صورت حصیر بافت و بدون پرز روی تارها انجام می‌شود و معمولاً بین گلیم یک گره تزئینی برای زیبائی هر چه بیشتر فرش به کار می‌رود که در بین ترکمن‌ها به آلاجه معروف است و نماد موی و گیسون بافته دخترها و زن‌های ترکمن می‌باشد.

گره زنی

گوشت و یا قسمت اصلی فرش با گره هایی که بر روی تارهای قالی زده می شوند به وجود می آید. این گره ها در حقیقت رشته های کوتاهی از پشم و یا ابریشم هستند که به دور دو تار مقابل پیچیده شده و گره می خورند. بر اساس شکل فیزیکی گره ها را به دو نوع متقارن و نا متقارن تقسیم می نمایند.
گره متقارن: گره متقارن تکه کوتاهی از یک رشته پشم و یا ابریشم است که به دور یک جفت تار می پیچد و از میان آن ها به بیرون کشیده می شود. و در اصطلاح فرش های بافته شده با این نوع گره را ترک بافت می گویند.
گره نامتقارن: در این نوع گره نیز یک رشته پشم و یا ابریشم دو تار چله را در بر می گیرد با این کیفیت که این رشته پشم و یا ابریشم یک چرخ کامل به دور یک تار و یک نیم چرخ به دور تار دیگر می زند. نام های دیگر این نوع گره عبارتند از: گره باز و یا گره سنه و در اصطلاح فرش های بافته شده با این نوع گره را فارس بافت می گویند.
کاربرد گره فارسی بیشتر در استان های شرقی و جنوب شرقی و مرکزی ایران و در مراکز بافندگی کرمان، یزد، اراک، قم، نائین، کاشان، اصفهان و هم چنین در میان ایلات ترکمن رایج است و بافت فرش های با گره ترکی بیشتر در بین بافنده های ایلات قشقائی، بختیاری، شاهسون، افشار، کرد و قالی باف های استان های آذربایجان، کردستان، کرمانشاهان، همدان و زنجان مرسوم است. قالی بافان مشهد و تهران برحسب عادت و سنت یکی از دو نوع گره فارسی و یا ترکی را به کار می برند.
تشخیص نوع گره در فرش بافته شده چندان آسان نیست. شناسایی آن در فرش های درشت بافت شاید با سهولت بیشتری میسر باشد در حالی که در فرش های ریز بافت و متراکم با کمک ذره بین این تشخیص امکان پذیر است. در هر صورت برای شناسایی نوع گره باید فر ش را در امتداد پودها به طرف پشت آن تا نمود تا بطن آن دیده شود در صورتی که حلقه گره به وضوح قابل رؤیت نباشد و پرزها مانند دسته های علف از جسم فرش در کنار پودها روئیده شده باشند و نخ پود در میان دو ردیف گره به صورت خطی مستقیم دیده شود گره از نوع سنه و یا فارسی است و در حالی که حقه گره در اطراف پرز به وضوح دیده شود و نخ پود به شکل خط دندانه داری به چشم بخورد گره از نوع گوردس یا ترکی است.
هر اندازه تعداد گره های فرش در واحد سطح زیادتر باشد مرغوبیت و استحکام قالی زیادتر و طرح و نقشه آن بهتر مجسم می شود.
تعداد گره بر حسب نوع فرش در واحد سطح بسیار متغیر می باشد. در فرش های ده بافت و همچنین در فرش های ایلیاتی بطور معمول تعداد آن ها کمتر و در فرش های ظریف شهر بافت تعداد آن ها گاهی به ارقامی در حدود یک میلیون گره در متر مربع سر می زند. به عنوان مثال تعداد گره در فرش های بافته شده در روستاها و شهرهای آذربایجان از ۱۸ تا ۷۰ عدد در هر هفت سانتی تر طول (از ۶۶۰ تا ۱۰۰۰۰ گره در دسی متر مربع) تغییر می کند. در اصطلاح به تعداد گره در واحد طول رج نیز می گویند به عنوان مثال در قالی ۵۰ رج تبریز در هر هفت سانتی متر آن ۵۰ گره زده شده است.
در صورتی که فرش با دقت بافته شود به طور معمول تعداد گره در واحد طول و عرض آن یکسان است ولی بسیار اتفاق می افتد که تعداد گره در مقیاس معینی از طول فرش (امتداد تار) بیشتر از تعداد گره در همین مقیاس در عرض فرش (امتداد پود) باشد و دلیل آن کوبیدن پودها و گره ها بر روی نخ های چله می باشد.
هرگاه هنگام بافت، ضخامت پودها و خامه فرش بنا بر ضرورتی تغییر نماید و یا شخص بافنده جای خود را با دیگری عوض کند و یا تراکم چله ها کم و زیاد شود عیب هایی مانند بالا زدگی و پایین زدگی (طول فرشینه نسبت به مقیاس اولیه ای که بافنده در نظر گرفته بود کم و زیاد می شود) بروز می کند و یا به عبارتی ترنج فرش حالت مرکزیت خود را از دست داده و جابه جا می شود.

فرش ها را بر حسب تعداد گره های آن در واحد سطح می توان به طریق زیر طبقه بندی کرد:
۱. فرش های درشت بافت که در اصطلاح بازار به آن ها خرسک گفته می شود از ۳۶۰ تا۵۰۰ گره در دسی متر مربع.
۲. فرش های نیمه درشت بافت که در ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ گره در دسی متر مربع.
۳. فرش های با بافت متوسط از ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ گره در دسی متر مربع.
۴. فرش های نیمه ظریف از ۲۰۰۰ تا ۳۲۵۰ گره در دسی متر مربع.
۵. فرش های نیمه ظریف از ۳۲۵۰ تا ۵۰۰۰ گره در دسی متر مربع.
۶. فرش های فوق العاده ظریف از ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ گره در دسی متر مربع.
۷. فرش های استثنائی که اغلب از رشته های ابریشم بافته شده و تعداد گره های آن متجاوز از ۱۰۰۰۰ گره در دسی متر مربع می باشد.
برای تعیین تعداد گره های فرش، یک واحد معین از مساحت آن را در پشت قالی و یا قالیچه انتخاب کرده و گره های موجود در آن را می شمارند (این شمارش را می توان در فرش های ریز بافت با کمک ذره بین های مدرج و مخصوص انجام داد). در پاره ای از قطب های بافندگی ایران از جمله آذربایجان و کرمان حاصل ضرب گره های شمارش شده و یا رج شمارها را در طول و عرض۷ سانتی متر معیار اندازه گیری قرار می دهند. به عنوان مثال فرش ۵۰ رج تبریز معرف آن است که در ۷ سانتی متر مربع ۲۵۰۰ و در یک متر مربع رقمی معادل ۵۱۰۰۰۰ خواهد بود.
در بسیاری از مناطق بافندگی معیار ۵/۶ سانتی متر را برای تعیین تعداد گره ها به کار می برند ولی در حقیقت بهترین و عملی ترین طریقه شمارش گره ها در مساحت یک دسی متر مربع و حاصل ضرب این رقم در مساحت کل فرش می باشد. برای دقت بیشتر می توان این شمارش را در چند نقطه مختلف از فرش تکرار نموده و معدل آن را ملاک محاسبه قرار داد.
در پایان مبحث گره زنی اگر به گره های جفتی و یا تقلبی که با تأسف، رواج آن در بین پاره ای از بافندگان موجب خدشه دار شدن شهرت و سلامت این صنعت و رکود صادرات آن شده اشاره ای شود بی فایده نخواهد بود.
گره های جفتی و یا تقلبی را از هر نوع ترکی و فارسی به جای آن که بر روی دو نخ تار بزنند بر روی چهار و یا شش رشته تار می زنند. این تقلب را در فرش های درشت بافت با کمی دقت می توان تشخیص داد ولی در قالی های ریز بافت به ویژه هنگامی که در آن ها پودهای رنگی به کار رفته باشد بسیار مشکل است.
با این نوع گره زنی گرچه از مدت بافت بسیار کاسته می شود ولی در عوض حاصلی جز فرش های پوک و بی دوام نخواهد داشت.
با شرح دو نوع گره باز و بسته به مزایای روش های فارس بافت و ترک بافت نیز بطور مختصر اشاره ای می کنیم. از آن جایی که گره های ترکی از نوع بسته می باشند بنابراین فرش هایی که با این نوع گره بافته می شوند تا حدودی دارای استحکام بیشتری می باشند و علاوه بر آن به علت استعمال قلاب گره زنی بافت فرش های ظریف در این روش با سهولت بیشتری صورت می گیرد. در روش فارس بافت عمل گره زدن به علت عدم استعمال قلاب مشکل تر ولی پود زدن آسان تر و به طور کلی سرعت کار بیشتر خواهد بود. در این روش معایب به نسبت بیشتری در مقایسه با طریقه ترک بافت می بینیم که از همه مهم تر ضایعاتی است که به دست بافنده و آسیب هایی است که بر اثر کوبیدن شانه سنگین بر پیکر فرش وارد می شود. بافت فرش های ظریف در این طریقه به علت شل بودن چله ها و تراکم تارها تا حدودی مشکل تر است.
پود گذاری و پرداخت فرش
پس از زدن یک ردیف گره و حصول اطمینان از محکم بودن آن ها بر روی شبکه تارها عمل پود گذاری را انجام می دهند. به این طریق که یک رشته نخ را که در اصطلاح به آن پود می گویند از لابلای تارهای فرش گذرانیده و بر روی گره ها قرار می دهند. جنس این پودها بر حسب نوع فرش و سلیقه بافنده ممکن است از پنبه، پشم و یا ابریشم به رنگ سفید و یا رنگ های دیگر باشد. پودها عمل انسجام و یک پارچه نمودن قسمت های بافته شده و اتصال گره ها در بطن فرش را انجام می دهند.
بیشتر فرش های ایلیاتی یک پوده و به عکس غالب فرش های ده بافت و شهری دو پوده هستند که در این صورت یکی از پودها ضخیم تر از دیگری انتخاب می شود. پود ضخیم به طور معمول برای پر کردن بطن فرش و پود نازک جهت ایجاد نظم و توازن به کار می رود. پود نازک اگر به صورت مناسب روی گره ها قرار گیرد عملیات بافت و پود زدن در ردیف های بعدی بسیار آسان تر خواهد بود. از آن جایی که پود نازک از پشت فرش به خوبی دیده می شود لذا از روی حالت آن می توان نظم گره ها و کیفیت بافت را متوجه شد.
در برخی از مراکز بافندگی بنابر سنت های محلی گاهی به قصد سریع به پایان رسانیدن فرش سه تا پنج پود زده می شود که کاری است غیر اصولی و خارج از استانداردهای یک فرش مرغوب.
بعد از گذرانیدن پودها به وسیله شانه مخصوصی (در مناطق بافندگی ترک زبان شانه کوچک و کم وزن و در مراکز فارس زبان بزرگ و سنگین است) گره های زده شده را در روی چله به طرف پایین شانه کرده و به عبارت دیگر آن ها را می کوبند به نحوی که بطور کامل در جسم فرش فرو روند.
در صورت استفاده از نخ هایی با کیفیت ها و شماره های مختلف به هنگام پود گذاری و یا عدم دقت در عمل شانه زدن و کوبیدن یک نواخت گره ها، عیوبی از جمله تورفتگی و یا برآمدگی در فرش پیش می آید و یا حاشیه کج از کار در می آید که امکان رفع آن ها تا حدودی در موقع بافت فرش با تبدیل نخ های کلفت به نازک و یا برعکس و یا شانه کوبی منظم میسر است.
بعد از بافت چند ردیف، استادکار کارگاه به وسیله قیچی مخصوصی سر ریشه ها را با دقت زیاد و بصورت یکنواخت می چیند و یا به گونه ای که در برخی از مراکز قالی بافی ایران مانند کرمان و تهران عمل پرداخت را با ماشین های برقی مخصوصی انجام می دهند.
چنانچه پرزهای قالی پس از بافت زیاد گرفته شود به گونه ای که پرزها با لمس کردن با دست احساس نشوند در این صورت به ارزش فرش لطمه فراوانی وارد آمده است. این قبیل فرش ها را در اصطلاح فنی «ته خواب» و یا «خواب کوتاه» می گویند.
پرداخت فرش یکی از حساس ترین مراحل بافندگی است و تنها کسانی قادر به انجام آن هستند که در این کار تجربه فراوانی داشته باشند، چه با کوچک ترین غفلت حاصل کار پرزحمت بافنده به هدر داده می شود. سنگ زدن عمل دیگری است که به هنگام پرداخت گاه گاه بر روی فرش صورت می گیرد. در اثر این عمل فلس های الیاف پشم کاملاً صیقلی شده و ضمن اینکه رنگ های اضافی بر روی الیاف از بین می روند فرش حالت مخملی و ابریشمی مانند پیدا می کند.
ارتفاع پرز فرش مانند سایر مشخصات ویژه آن مثل نوع گره، تعداد پود، طول ریشه و غیره از ضابطه های تشخیص محل بافت فرش بوده و بر حسب عادت و سنت و محل بافت میزان آن متغیر است.
باید بدانیم ارتفاع پرز با مرور زمان کاسته شده و به اصطلاح فرش پا خورده شده و در نتیجه نقشه و طرح آن تجسم و تجلی بیشتری پیدا می کند.
فرش های پرز بلند بیشتر مصنوع دست بافندگان ایلیاتی و روستایی و بطور اخص آن هایی که محل زیست آن ها نقاط سردسیر است می باشد. البته برخی از مراکز بافندگی که فرش های پرز بلندی را بر اساس سنت و یا بر اساس تقاضای بازارهای داخل و خارج می بافند از این امر مستثنی هستند. این فرش ها هم چنین بیشتر مقبول خریداران نقاط سردسیر داخل کشور و کشورهای سردسیر اروپایی و ایالات متحده آمریکا می باشند و به عکس فرش های با پرز کوتاه بیشتر در مراکز بافندگی شهری بافته شده و معمولاً بافت ظریفت تری داشته و بیشتر مقبول بازارهای کشور های عربی و معدودی از کشورهای اروپایی مانند ایتالیا و فرانسه می باشند.
فرش ها را از نقطه نظر ارتفاع پرز می توان در سه گروه زیر طبقه بندی کرد:
۱- فرش های با پرزهای به ارتفاع ۲ تا ۴ میلی متری در گروه فرش های پرز کوتاه
۲- فرش های با پرزهای به ارتفاع ۴ تا ۱۰ میلی متری در گروه فرش های پرز متوسط
۳- فرش های با پرزهای به ارتفاع ۱۰ تا ۲۰ میلی متری در گروه فرش های پرز بلند
به قسمت های ابتدائی و انتهایی تارها که از بالا و پایین فرش خارج شده و به چشم دیده می شوند در اصطلاح ریشه می گویند و طول آن بسته به سنت های بافندگی و محل بافت به نسبت زیادی تغییر می نماید. ممکن است این ریشه ها را به دسته های مساوی تقسم کرده و آن ها را از قسمت های انتهایی به یکدیگر گره بزنند و یا همانطور آزاد آنها را رها سازند.
محاسبه زمان بافت
تعیین زمان بافت یک تخته قالی و یا قالیچه در مراکز گوناگون بافندگی ایران به طور دقیق تا حدودی دشوار است و دلیل آن نیز سرعت عمل متغیر بافندگان هر ناحیه در گره زنی و سایر عملیات مربوط به بافت می باشد. بافندگان مزد بگیر که بر اساس تعداد گره اجرت کار دریافت می دارند علی الاصول ناچار به تندکاری هستند در حالی که تک بافانی که برای خود می بافند به احتمال عجله ای در تند کاری نداشته و به جای سرعت زیاد و زود به پایان رسانیدن کار کیفیت مطلوبتری را برای دست بافت های خود طالب هستند. عمل تند بافی در قطب های بافندگی هر ناحیه نیز گاهی متغیر است. به عنوان مثال در بخش آران (کاشان) بافنده ها تندکارتر هستند در عوض در راوند بخش وابسته دیگری به این شهر بافنده ها کندکارتر و با دست بافت های شسته رفته تری هستند.
به طور کلی محاسبه زمان بافت یک تخته فرش به این شرح است (به عنوان مثال شهر تبریز در نظر گرفته می شود) برای بافت یک قالی ۳×۲ متر چهل رج (۴۰ گره در ۷ سانتی متر) توسط بافنده ماهری که روزانه ۵۰۰۰ گره می زند ۳۹۲ روز وقت لازم است بر اساس فرمول زیر:
مساحت یک گره ذرعی بر حسب سانتی متر مربع ۴۹=۷×۷
تعداد گره های موجود در یک گره ذرعی مربع ۱۶۰۰ ۴۰×۴۰=
مساحت یک قالی شش متری بر حسب سانتی متر مربع ۶۰۰۰۰ = ۳۰۰×۲۰۰
تعداد گره های ذرعی مربع در مساحت یک قالی شش متر مربعی ۱۲۲۴ = ۴۹ ÷ ۶۰۰۰۰
تعداد کل گره های موجود در مساحت این تخته فرش ۱۹۵۸۴۰۰ = ۱۶۰۰×۱۲۲۴
تعداد روزهای کار برای بافت فرش ۳۹۲ = ۵۰۰۰÷ ۱۹۵۸۴۰۰
در بافت یک تابلوی ظریف با رج شمار صد (۱۰۰ گره در ۷ سانتی متر) به اندازه های ۲۵/۱×۱ متر، کل گره ها رقم ۹۹۹/۵۴۹/۲ است که از حاصل ضرب ۱۴۲۸ گره در عرض و ۱۷۸۵ گره در طول فرش بدست آمده است. ساده در حدود ۴۴۰ روز تخمین زده می شود. نکته قابل توجه در بافت این گونه تابلوها تهیه مقدمات اولیه و آماده سازی مصالح از قبیل تهیه نقشه، نطقه چینی و آماده کردن تعداد قابل توجهی کلاف های رنگی متناسب است که کارفرما کم و بیش یک سال وقت برای آن صرف می کند.
بافت و ایجاد نقش
این مرحله از کار مهم‌ترین بخش بافت قالی است و که بافنده تمام مهار، ذوق و سلیقه خود را در آن به نمایش می‌گذارد، گره زدن و قرار دادن خامه‌های رنگی در جای خود، ایجاد نقش‌های متنوع، پود کشی، شانه زدن و قیچی کاری پرزهای اضافی از کارهائی است که در هر رج از فرش باید بدان پرداخت. بافنده ترکمن به دلیل اینکه ذهنی باف می‌باشد نقشه خوانی نمی‌کند و نقوشی را که بر روی قالی می‌‌آورد ذهنی بوده و از نسل‌های گذشته به او رسیده و او ادامه دهنده راه آنها می‌باشد. نقوش قالی ترکمن هندسی بوده و سرشار از نشانه‌های سمبلیک و نماد پردازی می‌باشد که ریشه در گذشته و فرهنگ او دارد و بافنده ترکمن نقوش قالی خود را از طبیعت اطراف خود الهام گرفته ولی طبیعت اطراف خود را به صورت نقوش عینی بر روی قالی نمی‌آورد بلکه نماد پردازی می‌کند و از طبیعت خود الهام می‌گیرد، علایم و نشانه‌های آن را در نظر گرفته و از آنها نماد و مایه می‌گیرد و در قالی خود می‌آورد.
رنگ‌های مود استفاده در قالی ترکمن محدود بوده و شامل چند رنگ اصلی سفید، سیاه، قهوه‌ای یا طلائی، داکی، سرمه‌ای، قرمز و شیری می‌باشد. در قالی ترکمن نقوش گردان و منحنی دیده نمی‌شود، نقوش ترکمنی تشکیل شده از نقش‌های هندسی و انتزاعی که به صورت شکسته و خطوط افقی، عمودی، مورب در قالی نشان داده می‌شوند.
روش‌ها و تکنیک‌های بافت
تخت بافت:
در این شیوه بافت تارهای قالی به صورت موازی وتخت و بدون هیچگونه زاویه‌ای در بین تارهای زیر ورود در کنار یکدیگر قرار گرفته و فاصله آنها تقریباً ۵/۱ برابر قطر نخ چله می‌باشد، یک گره از پشت فرش به صورت دو گره دیده می‌شود، فرش بافته شده به این روش نرم و دارای انعطاف زیادی است، بعد از یافتن یک رج پودی متناسب با قالی و به ضخامت متوسط از بین چله‌ها عبور داده می‌شود.
نیم لول:
در این روش فاصله بین تارهای چله به اندازه قطر نخ چله بوده و تارهای زیر و رو دارای زاویه می‌باشند یک گره در پشت فرش به اندازه یک گره و نیم گره دیده می‌شود. پودی که در این روش استفاده می‌شود از دو پود به ضخامت یکسان استفاده می‌‌شود. یکی از پودها و به اصطلاح پود کلفت از زیر ضرب و پود دیگر و به اصطلاح نازک از بالای ضرب عبور داده می‌شود و روی گره‌ها با شانه خوابانده می‌شود.
لول بافت:
در این شیوه بافت فاصله‌ای در بین تارهای قالی وجود ندارد و زاویه‌ای در بین تارهای زیر و رو وجود دارد در این بافته‌ها یک گره از پشت فرش به صورت یک گره کامل و تک دیده می‌شود و بین گره‌ها شیار وجود دارد، در این روش از دو پود یکی کلفت و دیگری نازک که پود کلفت از زیر ضرب و پود نازک از بالای ضرب عبور داده می‌شود.
حاشیه در فرش
این هزارتوی پیچیده پارسی که افتخاری است جاودان، از نشانه‌های صوری ذوق نیاکانمان و ریشه‌دار در سالیان دراز و چندین نسل تاریخی و فرهنگی و هنری این سرزمین بزرگ و پاک بی‌تردید هنر صنعت فرش چنان زیبا و دل‌فریب بوده و هست که چشمانی را در نقاط مختلف جهان به خود معطوف کرده است. تا مردمان هنردوست و اصالت‌طلب دنیا از این پدیده که نشانه‌ای از تجسم رنگارنگ ذوق و سلیقه ایرانی است بی نصیب نباشند.خاستگاه فرش و فرش‌بافی ایران عزیز در دوره‌های مختلف با صعود و فرودهای این هنر، صنعت درگیر بوده و شاید بعد از گذشت چندین قرن از این رشد گریز ناپذیر حال فرصتی یافته‌ایم تا فرهیختگان و محققین به‌صورت علمی‌تر به آن نگاه کنند.
بنابراین جای بسی شادمانی است که پس از رخوتی چندین ساله دانش پژوهانی آگاه به قصد نمایان ساختن هر چه بیشتر فرهنگ تصویری سرزمین خویش و بیدار ساختن هویت مردمی این فرهنگ پا پیش نهاده و در صدد انجام پژوهش‌های ارزنده هستند. نسل جدید دست‌اندرکاران فرش که دانشجویان رشته‌های دانشگاهی باشند به مثابه جوانه‌های نو شکفته این درخت تنومند نیاز به راه‌های میانبری که به‌صورت علمی تدوین شده باشد دارند و تعریف این اصول و مبانی جدید از هنرهای سنتی که همانا فرش یکی از قلل بلند آنها هستند کاری بس لازم می‌نماید که نیاز به آزمون و آزمایش و ارائه و قیاس نظرهای کارشناسان قسمت‌های مختلف دارد.
برسی هر کدام از شاخه‌های فنی فرش حائز اهمیت می‌باشد ولی به نظر می‌رسد که فرش ایران که به‌‌عنوان یک کالای فرهنگی در دنیا عرضه می‌شود دارای ۲ دسته خریدار می‌باشد که هر دو دسته یعنی کلکسیون‌دارهای متخصص و مصرف‌کنندهای عامی هر دو با اولین نگاه به یک دستبافته از لحاظ بصری آن را برانداز می‌نمایند که طبیعتاً اگر این کالای هنری از لحاظ بصری کشش آن را داشته باشد که ارتباط برقرار کند در مراحل بعدی موارد دیگر ارزیابی خواهد شد. پس ما بر آنیم که اهمیت مسئله نگاه اول به فرش و اهمیت رنگ و طرح و مبانی اصلی رنگ وطرح را متذکر شویم و اثبات نمائیم که با یک تقسیم بندی باید گفت که از دیرباز تا کنون تولیدفرش دستباف مستلزم ایجاد ارتباط و وحدت بین دو مقوله بوده است و جدائی از این هیچگاه دستیابی به مطلوب حاصل نشده است.

این دو مقوله عبارتند از:
۱. هنر (ذوق وسلیقه به‌کارگیری و ایجاد هماهنگی بین نقش و رنگ به منظور تحریک حس بصری بیننده).
۲. صنعت (نیروی کار ابزار و لوازم مکانیکی که باعث می‌شود فرش با تار و پود و پرز مناسب و خوب تولید شود).

هر چه تناسبات و مبانی طرح و رنگ بیشتر رعایت شود. کیفیت بصری مطلوب‌تری حاصل خواهد شد. گاه این مبانی به صورت ذاتی و ذهنی ایجاد شده تا آنجائی که نمونه‌هائی از دستبافته‌های عشایری ذهن بافت این سرزمین به عنوان موزه‌های زمینی زینت‌آرای دکوراسیون‌های مدرن اروپائیان بوده و دنیا در مقابل آن سر تعظیم فرود آورده و مجبور به هضم آن به عنوان هنر صنعتی ناب و مجرد و انتزاعی بر خاسته از ناخودآگاه مردمی با اصالت و پیشینه نژادی تاریخی چون ایرانیان گردید با برسی قسمت‌های مختلف یک طرح فرش پی خواهیم برد یکی از مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده حاشیه است حاشیه جز لاینفک طرح‌های فرش ایران است.
همواره و در همه جا با طرح بوده است حال آنکه گاهی با قرارگیری بسیار دقیق و دارا بودن تناسبات و رنگ مناسب متن نقطه قوت کار قرار می‌گیرد و طرح را ارزشمند می‌کند. و گاهی نیز پرداخت کم و رنگ ناهماهنگ نقطه ضعف یک طرح می‌شود از برسی دوره‌های مختلف اوج طراحی فرش به این نتیجه خواهیم رسید که ایرانیا ن همیشه حاشیه یک طرح را اساس و پایه و زیر بنای لازمی تلقی می‌کنند که طرح زمینه باید بر اثر آن جلوه‌گر شود در طراحی فرش بر این باوریم که فقدان حاشیه سبب خواهد شد که نظر بیننده منحرف شود و در نتیجه طرح اصلی به عنوان قسمت مهم و اساسی مورد توجه قرار نگیرد.
با برسی حواشی قالی قسمت‌های ساده بافی، زنجیره‌ها،حواشی کوچک یا باریک، حاشیه پهن قابل تقسیم بندی است.حاشیه پهن که متشکل از مهم‌ترین موتیف‌ها و نگاره‌های تکرار شونده یا سراسری است معمولاً در وسط این تقسیمات قرار خواهد گرفت. که در وحله اول ما نقش‌های این حاشیه را و در مراحل بعدی حاشیه‌های کوچک و زنجیره‌ها را. خواهیم دید برسی تاریخی حاشیه از نکاتی است که می‌تواند شناخت‌های بیشتری را در این زمینه حاصل کند البته در صورتی‌که این برسی به صورت دقیق و مقایسه‌ای با دیگر هنرهای تزئینی هم دوره به این نتیجه خواهیم رسید که این هنرها تأثیرات متقابل به روی همدیگر داشته‌اند خصوصاً اگر هنرمندانی مشترک نیز داشته باشند.
مثلاً سلطان محمد و استادش بهزاد که هنرمندان نگارگری می‌باشند بی‌تردید در طراحی قالی نیز دست داشته‌اند. ما در دوره‌های مختلف خواهیم دید که در دوره‌ای به متن و بالعکس در دوره‌ای بیشتر به حاشیه توجه شده است. که این عناصر از هر لحاظ به هم مرتبط و هر یک در جایگاه خویش مهم هستند.
ارتباط متن وحاشیه کمک شایانی به شناخت انواع حاشیه‌های ایرانی می‌کند زیرا حاشیه‌هائی وجود دارد که با طرح‌های خاص و در حقیقت تعدادی از طرح‌ها حاشیه مخصوص به‌خود را دارد. و از این رو تعدادی از حواشی با نام متن شناخته می‌شوند مثل حاشیه هراتی یا حاشیه بته جقه‌ای. صحبت از سیر و تحول حاشیه در قالب یک تحقیق مشکلات خویش را داراست بنابراین نه تنها آشنائی با طرح‌های فرش‌های ایران بلکه دیگر هنرهای سنتی، مردم شناسی، زبان شناسی، جغرافیای هر منطقه نیز عواملی هستند که می‌توانند محقق را در راستای هدفش به جلو راهبر باشد. بی شک اگر تحقیقی چنین، یعنی با استفاده از عوامل نامبرده و تطابق دقیق و ماهرانه طرح‌ها و تجزیه و تحلیل آنان به صورت جز به جز برسی حاشیه صورت گیرد می‌تواند دید بصری طراحان معاصر را برای ابداع حاشیه‌های جدید با در نظر گرفتن اسلوب سنتی در قالبی از اندیشه نوین تقویت نماید.
خلق یک اثر از انسان غارنشین تا مدرن‌ترین خلاقان آثار نشان‌دهنده پیچیدگی ذهن آدمی و میل تام انسان به خلق ذهنیت خویش است. هر بار با خط، طرح و یا نقشی که توسط انسان ایجاد گردیده است روبه‌رو شویم در حقیقت به ضمیر کسی برخورده‌ایم که خالق آن است. و نماینده شخصیت خالق خود حال با این مقدمه راه‌های ایجاد این ذهنیت را که بررسی کنیم اولین ابزار آن چشم بوده و تمامی ادراکات بصری از جهان توسط نگاه به ذهن راه پیدا می‌کند. همه می‌دانیم که در طراحی فرش در اولین بافته‌ها هنرمندان از هیچ نقشی بهره نداشته‌اند تا از روی آن دستبافته‌ای را تولید کنند.
یعنی بصورت ذهنی و در یک لحظه این نقوش شکل می‌گرفتند. با بررسی تاریخی هنرهای تجسمی ادوار گذشته به این مسئله پی خواهیم برد که انسان در دیگر تولیدات مثل ظروف و پوشاک و نقوش معماری نیز از ذهنییت خویش بهره جسته است و این اشتراکات در نقوش اولیه با دیدن قدیمی‌ترین سفالینه‌های منقوش از تمدن‌های سیلک و شوش و مطابقشان با نقش حاشیه مشهور به نقش آب که حاشیه‌ای است کوچک ملی مشترک در اکثر قالی‌های روستائی و عشایری ایران بر ما ثابت می‌شود. در هنرهای پیش از تاریخ ایران و بین‌النهرین و مصر و سومر، خطوط مستقیم یا شکسته موازی نشانه نمادین آب است.
در مرجعی دیگر آمده است که آق سو (آب روشن) حاشیه باریکی است که در تمامی ایران آب یا راه نامیده می‌شود. قرار دادن کادری متناسب در اطراف طرح به‌عنوان حاشیه برای معطوف نمودن بیشتر دید بیننده به نقش مرکزی سلیقه‌ای زیبا می‌نماید و از آنجای که نقوش فرش رئال نبوده بلکه از فرم‌هائی کاملاً انتزاعی و آنالیز شده استفاده می‌گردد بنابراین این مسئله باعث شده است که نظم و هماهنگی خوبی در طراحی فرش وجود داشته باشد. ایجاد نظم در طرح فرش خود اولین سنگ بنای حاشیه است زیرا حاشیه از عوامل نظم‌دهنده می‌باشد.
این سیر تاریخی دراز مدت باعث گردیده است که بافنده نمادها، نقوش مختلف را به‌کار گیرد بدون آنکه از پیشینه های نهفته آن با خبر باشد. حاشیه فرش نیز از این تمثیلات و اصالت بی‌بهره نبوده و به نظر نگارنده حاشیه فرش تغییراتی بسیار کرده و به اشکال مختلفی در آمده است. ولی کاربرد و کارکردی که به عنوان تأمین قسمتی از کمبود تعادل بصری داشته هیچگاه قدمی از آنچه در ابتدا، منظور خاص مبدعانش بوده پس ننهاده است. بنابراین هیچ هنرمند طراحی در الزام وجود حاشیه به هر عنوان تردید روا نداشته و آن را جز لاینفک طراحی فرش می‌شناسد. در بررسی تاریخی حاشیه با مراجعه به اولین فرش تاریخی یعنی پازریک دو حاشیه اصلی یکی با طرح اسب و سوار که بدون تردید یادآور زیبائی‌های نقش برجسته‌های تخت جمشید می‌باشد. دومین حاشیه پهن را با طرح گوزن را خواهیم دید که به قول رودنکو و گریشمن ایرانشناس بزرگ باز هم شبیه به گوزن خال‌دار ایرانی است. این حاشیه‌های اصلی را سه حاشیه فرعی احاطه کرده است.
حاشیه باریک بیرونی و حاشیه باریک کنار متن متشکل از طرح یک حیوان افسانه‌ای بالدار که آقای تورج ژوله در کتاب پژوهشی در فرش ایران نقل می‌کند که این موتیف در یک نمونه منحصر به فرد قالیچه‌های ایرانی در روستای سنگان از توابع خواف دیده می‌شود. حاشیه باریک درونی در بر گیرنده موتیفی شبیه به طرح متن فرش می‌باشد ستاره‌های هشت پر دوران کاخ‌های سلطنتی نینوا و تخت جمشید را به یاد می‌آورد. در بین هر کدام از این حاشیه‌ها زنجیره سادهای نیز بافته شده است. اثبات این مسئله که در گذشته‌های دور قبل از عصر پازریک چه سیر تحولی در این نقوش رخ نمودهاست نیاز به مستند تاریخی دارد ولی ذهن طراح سیر تکاملی را طی نموده است تا به این مرحله متعالی دست یافته است.
با برسی تناسبات حاشیه‌های دوران شکوه و عظمت فرش ایران یعنی دوره شاهان صفوی و فرش تاریخی پازریک به تفاوت‌های چشمگیری خواهیم رسید در فرش پازریک جمع حواشی برابر با ۲ از ۳ می‌باشد و این در حالی است که همکنون این اندازه به یک قسمت از سه قسمت تقلیل یافته است. هر چند که به لحاظ نوع حواشی یعنی حاشیه پهن و باریک و زنجیره‌ها تقریباً با اندازه‌های معاصر برابری می‌کند. بعد از پازریک تا قرن نهم و دهم هجری (پانزدهم و شانزدهم میلادی) هیچ مدرک عینی برای ادامه این سیر تحول وجود نداشه و نقوش میناتور ما را حقایق بسیار خوبی رهنمون می‌نماید که در این بین کتاب فرش بر مینیاتور، دکتر حصوری می تواند راه گشا باشد.
در همین دوره یعنی قرن نهم بزرگ‌ترین تحول این نقوش تغییر یافتن آنها از شکسته به گردان با بافت ظریف‌تر بوده است. در ادامه بررسی سیر تحول حاشیه با حواشی کوفی دوره تیموری و بررسی حواشی دوران عظمت فرش ایران، دوران صفوی، مانند فرش اردبیل و شکارگاه و . . . به نتایج منطقی خواهیم رسید. بسیاری از حواشی فرش‌های شهری به لحاظ انواع و دسته بندی در قالب حاشیه‌های هین فرش‌های موزه‌ای قرار می‌گیرد ولی حاشیه‌های فرش‌های روستائی و مناطق عشایری که دارای اصالت و قدمت زیادی نیز می‌باشد و تفاوت عمده‌ای با حواشی شهری می‌کند و از گونه‌های مختلفی برخوردار است. از این رو در قسمتی دیگر و با تصاویر مناسب بحث ارائه خواهد شد.

درحال ارسال
امتیاز کاربر 5 (1 رای)
امتیاز نظرات 0 (0 امتیاز دهی)
90%
عالی
  • Design

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

درحال ارسال