سرای فرش و تابلوفرش دستباف

بررسی تطبیقی نقشه محرابی بر منسوجات سنتی ایران و هند

رابطه تأثیر و تأثری نقش محراب در منسوجات هند و ایران چگونه است؟

آنافرش
1,077
نویسنده
مریم فروغی نیا
مربی پژوهش هنر دانشگاه سیستان و بلوچستان
چکیده
هم­جواری ایران و هند منجر به ایجاد نوعی رابطه بینافرهنگی گردیده که قدمت آن به پیش از اسلام باز می­گردد. شباهت بیش از حد نقش محراب بر منسوجات دو کشور که ریشه در باورهای مشترک اعتقادی داشته، در مواردی تشخیص خاستگاه اولیه نقوش محرابی را مشکل می­نماید. از این­­رو ضروری است رابطه تأثیر و تأثری منسوجات محرابی دو کشور، مورد مطالعه قرار گیرد. بر اساس فرض اولیه نقش محرابی از ایران به هند انتقال یافته و متأثر از فرهنگ هند، تغییر یافته است. پرسش­های اساسی این پژوهش عبارتند از: رابطه تأثیر و تأثری نقش محراب در منسوجات هند و ایران چگونه است؟ وجوه اشتراک و افتراق این نقوش چیست؟  در این پژوهش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه­ای و اسنادی، ابتدا منسوجات محرابی شاخص، استخراج و دسته­­بندی شده و خاستگاه آن­ها مورد بررسی قرار گرفته است. سپس ضمن مشخص کردن وجوه اشتراک و افتراق، به تحلیل این نقوش پرداخته شده است. یافته­ ها­ی این پژوهش حاکی از آنست که نقش محراب بیشتر در دوره صفوی به هند انتقال یافته و اگرچه اغلب عناصر ایرانی این طرح­ها در منسوجات هندی در سه قرن گذشته حفظ شده، اما به مرور در ترکیب با فرهنگ هند در دوره معاصر، تغییراتی مختصر یافته است.
کلیدواژه ها
نقش محراب؛منسوجات؛ایران و هند
عنوان مقاله [English]
Comparative study of sanctuary designs in the traditional textiles of Iran and India
چکیده [English]
Since Pre Islam era the adjacency of Iran and India has landed to Cross-Cultural relationship between these two countries. Because of the similarity of the sanctuary designs in textiles of these two countries, it is difficult to identify the origin of such designs which have roots in shared religious beliefs. Therefore it is necessary to study the relationship between the textiles of these two countries. According to the first hypothesis, the sanctuary designs were transferred from Iran to India and changed under the influence of Indian culture. So the main questions are as follows: What is the influence of sanctuary designs on two countries’ textiles? What are the similarities and differences between these designs? In this study the method is descriptive-analytic and library resources have been used.First, the important textiles are classified and the origin is studied. Second, the similarities and differences of sanctuary designs are identifiedand analyzed. The resultsdemonstrate that the sanctuary designs were transferred from Iran to India in Safaviera.
Moreover, it has been concluded that although most of the Iranian sanctuary designs were preserved in Indian textile, they have gradually changed under the influence of Indian culture in contemporary period
کلیدواژه ها [English]
Key words: Sanctuary design, textiles, Iran and India
اصل مقاله
فصلنامه مطالعات شبه قاره دانشگاه سیستان و بلوچستان

سال هفتم شماره بیست و پنجم، زمستان ۱۳۹۴(صص۹۲-۶۹)

بررسی تطبیقی نقشه محرابی بر منسوجات سنتی ایران و هند

مریم فروغی نیا*

چکیده

هم­جواری ایران و هند منجر به ایجاد نوعی رابطه بینافرهنگی گردیده که قدمت آن به پیش از اسلام باز می­گردد. شباهت بیش از حد نقش محراب بر منسوجات دو کشور که ریشه در باورهای مشترک اعتقادی داشته، در مواردی تشخیص خاستگاه اولیه نقوش محرابی را مشکل می­نماید. از این­­رو ضروری است رابطه تأثیر و تأثری منسوجات محرابی دو کشور، مورد مطالعه قرار گیرد. بر اساس فرض اولیه نقش محرابی از ایران به هند انتقال یافته و متأثر از فرهنگ هند، تغییر یافته است. پرسش­های اساسی این پژوهش عبارتند از: رابطه تأثیر و تأثری نقش محراب در منسوجات هند و ایران چگونه است؟ وجوه اشتراک و افتراق این نقوش چیست؟  در این پژوهش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه­ای و اسنادی، ابتدا منسوجات محرابی شاخص، استخراج و دسته­­بندی شده و خاستگاه آن­ها مورد بررسی قرار گرفته است. سپس ضمن مشخص کردن وجوه اشتراک و افتراق، به تحلیل این نقوش پرداخته شده است. یافته­ ها­ی این پژوهش حاکی از آنست که نقش محراب بیشتر در دوره صفوی به هند انتقال یافته و اگرچه اغلب عناصر ایرانی این طرح­ها در منسوجات هندی در سه قرن گذشته حفظ شده، اما به مرور در ترکیب با فرهنگ هند در دوره معاصر، تغییراتی مختصر یافته است.

واژگان کلیدی: نقش محراب، منسوجات، ایران و هند

_______________________

 مربی پژوهش هنر دانشگاه سیستان و بلوچستان            foroughinia@arts.usb.ac.ir  *Email:

 

تاریخ دریافت: ۲۰/۲/۹۴                                 تاریخ پذیرش:۱۵/۹/۹۴

 

 

  1. مقدمه

پیشینه­ی ارتباط فرهنگی، سیاسی و تجاری هند و ایران به پیش از اسلام باز می­گردد و این تعامل در برخی دوره­ها از جمله در دوره­ ی ساسانی و صفوی بسیار قابل ملاحظه است. این مسأله موجبات تلاقی فرهنگ­ و ایجاد رابطه­ی تأثیر و تأثری در هنرهای این دو منطقه بویژه در منسوجات سنتی را فراهم آورده است؛ به­ طوری­که در بسیاری موارد، هنرمندان این دو کشور به ­منظور کار، یادگیری و آموزش فنون بومی به کشورهای یکدیگر سفر می­کردند. بر اساس مستندات «بافندگان هندی در دوران ساسانی از شهرهای بهاروچ، منداسور و پیتن دعوت شدند تا در کارگاه­های درباریجندی شاپور، شوش و شوشتر به­کار گرفته شوند ..[هم­چنین در همین دوران] بافندگان ایرانی از جاده ابریشم به هند، چین و آسیای میانهرفتند تا فنون پارچه­بافی بومی آن مناطقرا بیاموزند» (Agraval, 2003: 36). اگرچه در دوره­ی ساسانی علی­رغم فنون پارچه­ بافی مشترک، به­ دلیل غنای فرهنگ ساسانی و تفاوت­های فرهنگی دو کشور، در نقش پارچه­ها اشتراکات کمتری مشاهده می­گردد اما چند قرن بعد، فرهنگ مشترک اسلامی، چنان بر هنرهای این دو منطقه سایه می­ افکند که در برخی موارد تشخیص خاستگاه اولیه نقوش مشترک را مشکل می­نماید. بر اساس مستندات، حکومت اسلامی «در قرن پنجم هجری در هندوستان تأسیس گردید و از همان زمان هندوستان گهواره علم و دین قرار گرفت… علماء و بزرگانی از هر گوشه جهان اسلام به طرف هند سرازیر شدند و هرکس که در کشورش احساس ناراحتی و مشکل می­نمود به هندوستان روی می­آورد» (ندوی، ۱۳۷۹: ۱۱). این رابطه در دوره­ی صفوی میان دو کشور بسیار مستحکم شد. «همایون امپراتور گورکانی هندی (فوت ۱۵۵۶/۹۶۴) در سال ۱۵۴۴/۹۵۱ به دربار صفوی در تبریز پناهنده شد. حضور وی منجر به پیامدهای مهمی در پیشرفت هنر و طرح­های مغولی در زمینه­ی طراحی منسوجات و فرش گردید» (بیکر، ۱۳۸۵: ۱۱۷). او که شیفته­ی فرهنگ غنی ایران بود، در بازگشت، تعدادی از هنرمندان ایرانی را با خود به هند برد.

«مهاجرت هنرمندان به دربار گورکانی هند از سرنوشت­ساز­ترین عوامل پیوند میان سنت­های هنری ایران و هند گورکانی است. عده­ی کمی از هنرمندان مانند عبدالصمد شیرازی بنا به دعوت فرمانروایان گورکانی به هند رفتند اما بیشتر ایشان از جمله میر محمد باقر، ظاهراً خود به هند سفر می­کردند» (سوچک، ۱۳۸۴: ۱۲۶). علاوه بر این، دربار صفوی منسوجات و دیگر آثار نفیسی از هنرمندان برجسته­ی ایرانی به دربار هند هدیه می­کرد. امضای خواجه قیاس­الدین علی یزدی طراح و هنرمند شهیر آن دوره بر پارچه­های دربار گورکانی هند مشاهده شده است. «پنجاه قواره از پارچه­های قیاس­الدین در میان سیصد و پنجاه پارچه­هایی بود که شاه عباس به رسم هدیه برای امپراطور گورکانیان مغول، یعنی اکبر (۱۶۰۵-۱۵۵۵/۱۰۱۴-۹۴۶) ارسال کرد» (بیکر، ۱۳۸۵: ۱۳۱). رسوخ هنر اسلامی ایرانی به هند و تلفیق آن با هنر این منطقه منجر به ایجاد هنری هندی-ایرانی گردید که تولیدات دو منطقه را به ویژه از دوران صفوی تا قاجار تحت تأثیر قرار داد.

۱-۱-بیان مساله و سوال یا سوالات تحقیق

در حال حاضر آثار قابل توجهی از منسوجات منقوش به نقشه محرابی متعلق به ایران و هند در موزه­های مختلف دنیا موجود است که به دلیل شباهت، تشخیص اصالت منسوج و طرح آن­را مشکل می­نماید؛ به­ویژه که در مواردی از جمله پارچه­های قلمکار، کپی­برداری مستقیم صورت گرفته است. براین اساس ضروری است که خاستگاه اولیه این طرح­ها مشخص گردد و ویژگی­های اختصاصی نقشه محرابی در هردو کشور معین گردد. بر اساس فرضیه اولیه نقوش محرابی از ایران به هند انتقال یافته و احتمالاً در هند تحت تأثیر فرهنگ هندی، برخی تغییرات در آن اعمال شده است. پرسش­هایی که در این پژوهش بدان­ها پرداخته خواهد شد عبارتند از: رابطه تأثیر و تأثری دو کشور در به­کارگیری نقش محراب در منسوجات چگونه است؟ این نقوش بر چه نوع منسوجاتی ظهور یافته است؟ وجوه اشتراک و افتراق این نقوش چیست و سیر تحول این نقوش بعد از انتقال، چگونه بوده است؟

۲-۱-اهداف تحقیق

در این پژوهش تلاش بر آنست تا با بررسی نقش محراب بر منسوجات سنتی دو کشور از طریق بررسی کاربرد محصولات منقوش به نقش محرابی، سیر تحول نقوش و وجوه اشتراک و افتراق آن­ها، به نوع رابطه تأثیر و تأثری این دسته از تولیدات در حیطه روابط بینافرهنگی ایران و هند به­ویژه در سده­های اخیر دست یافت.

۳-۱-روش تفصیلی تحقیق

در این پژوهش بنیادی توصیفی و تحلیلی که اطلاعات آن به شیوه کتابخانه­ای و اسنادی گردآوری شده، ابتدا منسوجات دو کشور که با نقش محراب تزیین یافته، جمع­آوری و بر اساس نوع منسوج، دسته­بندی شده است.  جامعه آماری شامل منسوجات دوره اسلامی به ویژه از قرن دهم هجری به بعد موجود در موزه­­های “متروپولیتن”،”موزه نساجی کانادا”، ویکتوریا و آلبرت”، “بناکی”، “موزه ملی ایران و منسوجات نمایش یافته در منابع کتابخانه­ای از قبیل  کتاب “سیری در هنر ایران” آرتورپوپ است؛ از این میان  ۸۱ نمونه استخراج شده که ۴۱ نمونه متعلق به ایران و ۴۰ نمونه متعلق به هند می­باشد. نقوش محرابی هر دسته بر اساس عناصر شاخص مشترک هر طرح مورد تطبیق قرار گرفته و نقش­مایه­­های متمایز غیر مشترک مشخص شده است. در نهایت اطلاعات حاصله بر اساس جنس و کاربرد محصولات، طرح و نقشه و نقش­مایه در جدول­های جداگانه خلاصه­بندی و مورد تحلیل قرار گرفته­اند.

۴-۱-پیشینه­ی تحقیق

بررسی روابط بینافرهنگی ایران و هند از موضوعات مورد توجه بسیاری از محققین بوده است. آرتور پوپ از نخستین کسانی است که به معرفی منسوجات فاخر صفوی و گورکانی پرداخته و در  “کتاب سیری در هنر ایران” در سال ۱۳۸۷به معرفی گروهی از منسوجات ایرانی با نقش محراب پرداخته شده است. فریده طالب­پور در سال ۱۳۹۰در مقاله ” بررسی تطبیقی نقوش منسوجات هندی گورکانی باپارچه­های صفوی” به بررسی تطبیقی نقوش این منسوجات پرداخته و در مقاله “تاثیرنقوش ایرانی برهنر قلمکاری هنددردوره صفوی” در سال ۱۳۸۸ رابطه تأثّری هند از نقوش قلمکار ایران را مورد بررسی قرار داده­اند. در تحقیقی مشابه با عنوان” بررسی تطبیقی نقوش پارچه­های صفوی و گورکانی” در سال۱۳۹۱ خلیل­زاده مقدم وآقای صادق­پور با نگاهی دیگر به بررسی نقوش مشترک این دوران پرداخته­اند. همچنین در مقالاتی با عناوین” غیاث نقشبند” تالیف یحی ذکاء در سال۱۳۴۱، “زری بافی دردوره صفویه” در سال ۱۳۸۷ تألیف زهره روح­فر و “نساجی یزد، تداوم خلاقیت و ابتکار” اثر مهناز شایسته­فر در سال ۱۳۸۸ نیز به پارچه­های صفوی و  روابط ایران و هند اشاره شده است. در بررسی نقش محراب بر قالی­های ایران نیز تحقیقاتی صورت پذیرفته که از این میان می­توان به مقاله “نگاهی به قالی­های محرابی موزه فرش آستان قدس رضوی و بررسی قالی هفت شهرعشق” اثر حسن کمندلو در سال ۱۳۸۸، مقاله “قالی محرابی باغی” اثر حسین ریشهری در سال ۱۳۸۷،  مقاله­ “نشانه­شناسی قالی محرابی: بازتاب معماری مسجد در نقش فرش” اثر فرزانه فرشید نیک و دیگران در سال ۱۳۸۸ اشاره کرد.در این پژوهش با استناد به دستاوردهای دیگر محققین سعی بر آنست تا  اختصاصاً نقوش محرابی ظهور یافته بر منسوجات ایران و هند مورد بررسی قرار گیرد.

  1. بررسی پیشینه نقشه محرابی در ایران و هند

بسیاری از پژوهشگران اتفاق نظر دارند که احتمالاً حضور محراب در تمدن اسلامی، ریشه در مهرابه­های معابد آناهیتا در آیین میتراییسم دارد که از آیین­های رایج در ایران پیش از اسلام است. نقش محراب که در معماری اسلامی جایگاهی آسمانی داشته، با منسوجاتی خاص پیوندی تفکیک­ ناپذیر می­یابد. قالی­های جانمازی دوره ­ی صفوی از قدیمی­ترین سجاده­های موجود است؛ اما بر اساس آثار نگارگری، می­توان تاریخ ظهور نقشه محرابی بر منسوجات ایران را حداقل به قرن ۸ ه.ق نسبت داد که مربوط به قدیمی­ترین تصویر سجاده­ از یک تابلو مینیاتور ایرانی است که در ترجمه بلعمی ازکتاب تاریخ طبری نمایش یافته است. تابلوی مینیاتور دیگر، متعلق به معراج نامه میر حیدر و مربوط به ۸۴۰ هـ .ق است که حضرت محمد (ص)را در میان پیامبران، نشسته برسجاده نشان می­دهد(تصویر ۱). در هر دو مورد، نقش تک محراب، بر زمینه­ی قرمز نمایش یافته است.

 

تصویر ۱: پیامبر نشسته بر سجاده محرابی، معراج­نامه میر حیدر (Ramezanmahi & Bolkhari, 2012: 21)

در یکی از نگاره­های کتاب طوطی نامه­ی گورکانی، تصویر سجاده­ای با نقش سه محراب نمایش یافته است که البته قدمت آن به قرن ۱۶ م. باز می­گردد(تصویر ۲). از این دوران تا به امروز، منسوجات بسیاری با نقش محراب از دو کشور باقی مانده است. در دوره گورکانی «طراحان ایرانی(نقشه­بندازان) به این منطقه مهاجرت نمودند.آن­ها اساتیدماهری درطراحی وبافت پارچه­های طرحدار بودند» (طالب پور، ۱۳۹۰، ۱۹) و احتمالاً نقش محراب نیز از این دوره به­طور وسیع در منسوجات هندی ظهور یافته است.

 

تصویر ۲: مینیاتور سبک گورکانی هند از کتاب طوطی نامه، قرن ۱۶ م. (Ahuja, 1999: 105)

دسته بندی انواع منسوجات ایرانی و هندی با طرح محرابی

منسوجات هندی با نقشه محرابی که در این پژوهش جهت سهولت با نام “منسوجات محرابی” از آن­ها یاد خواهد شد، به عنوان سجاده، پرده، دیوارکوب، روپوش قبر و روتختی کاربرد داشته است. این منسوجات بر اساس روش تولید و شیوه­ی اجرای نقوش بر روی آن­ها به انواع منسوجات غیرداری و دست­بافته­های داری قابل تقسیم هستند. دستبافته­های داری به انواع گلیم پشمی و پنبه­ای، زیلو و قالی­ تقسیم می­شوند و منسوجات غیر داری شامل انواع پارچه­های سنتی هستند که نقش محراب یا در حین بافت پارچه بر روی آن­ها ایجاد می­شود از قبیل پارچه­های ابریشم زربافت و یا بعد از بافت پارچه به صورت رودوزی، چاپ و یا نقاشی بر روی آن اجرا می­شود؛ از قبیل گلابتون­دوزی بر روی پارچه­های مخمل و یا چاپ قلمکار.

  1. بررسی تطبیقی نقش محراب در پارچه­های ایران وهند

در دوره صفویه «در انجام امور مذهبی مثل نماز از پارچه استفاده­های مختلف شده است، مثل سجاده که گاه از فرش پرزدار و یا از پارچه­های ابریشمی یا دوخته­دوزی [رودوزی] شده بود و لوازم مورد استفاده برای نماز و دعا، مانند جامهری مربع شکل و یا پارچه­های مستطیل شکلی که در محراب­ها انداخته می­شد، از پارچه­های زیبا و نفیس بود. گاه نیز از پارچه برای پوشش قبر مقدسان و بزرگان استفاده می­شد… علاوه بر این در درون قصرها از پارچه برای تزیینات مختلف استفاده می­شد. مانند زیراندازها و پوشش نیمکت­ها، متکاها و دیوارها و درب­های ورودی نیز با پرده­های بلند پوشانده می­شد» (پوپ، ۱۳۸۹: ۲۳۸۷). همایون گورکانی در بازگشت به هند «دستگاه پیچیده پارچه­بافی ­را  با خود به هند برد که مناسب بافت پارچه­های زربافت بود و استادان ایرانی را

به­کار گرفت تا این شیوه جدید پارچه­بافی را آموزش دهند» (Harris, 2006: 11). در دوره اکبرشاه در کارگاه­های شهر ماسولیپاتنام و مدرس «پارچه­های نخی با استفاده از طرح­ها و نگاره­های ایرانی برای عرضه در بازارهای ایران تهیه می­شد» (فریه ۱۳۷۴:۱۶۸). از  قرن ۱۱ هجری نقش محراب بر انواع پارچه­های ابریشم زربافت، ساتن، نخی- پشمی و مخمل به وفور مشاهده می­گردد. پارچه­های ابریشم زربافت محرابی در ایران به­عنوان روپوش قبر و پرده و در هند اغلب به­عنوان دیوارکوب و پرده کاربرد داشته­است. این نقش در هند علاوه بر ابریشم زربافت، بر پارچه­های ابریشم و پنبه ساده­باف نیز مشاهده می­شود (جدول۱). نقوش محرابی بر  پارچه­های ساتن زربافت، نخی -پشمی و پارچه­های مخمل ایرانی نیز بافته شده (جدول۲) ولی مشابه آن در مخمل­های تولید

شده در هند که البته بسیار اندک هستند، مشاهده نگردید. مستندات نشان می­دهد در قرن ۸ ه. ق. کارخانه پارچه ­بافی در دهلی هند فعال بود و اندک مخمل­های اهدایی به دربار دیگر کشورها از تولیدات آن بوده است.

        جدول ۱: تطبیق نقش محراب بر پارچه ­های ابریشم و زربافت ایران وهند (نگارنده)

 

ایران ا

ابریشم زربافت، اصفهان،۱۱ه.ق، موزه بناکی، (پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹، ۱۰۴۴)

 

روپوش قبر، ابریشم زربافت، ۱۱ه.ق،(خلیل­زاده مقدم و صادق­پور، ۱۳۹۱: ۲۸)

هند د

دیوارکوب ابریشم، شمال هند، قرن ۱۷م. (Scala Picture Library)

 

 

پارچه ابریشمی زربافت، قرن ۱۹م. (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت)

 

پارچه ابریشم و پنبه­ی ساده باف، قرن ۱۸م. (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)

 

اما بافت مخمل پرزدار که از ابداعات ایرانیان بوده­، و بافت مخمل ساده و بدون پرز، به طور رسمی و در مقیاس وسیع از دوره صفوی به کشور هند انتقال یافت. «روشی که در بافت مخمل­های هندی به کاررفته، مخمل­ساده وتک­رنگ است که پارچه با نخ­های تار و پود پنبه­ای و پرز ابریشم بافته، یا درآن از تار، پود و پرز ابریشم استفاده می­شد» (طالب پور، ۱۳۹۰: ۲۲).بهترین مخمل­ها یا ابریشم هند«متعلق به فاصله زمانی اکبرشاه تا اورنگزیب است، چراکه این دوره،اوج هنر و صنعت مغولان هند بوده است» (دیماند، ۱۳۶۵: ۱۸). این نقش به شکل رودوزی بر پارچه آماده نیزظهور یافته و اغلب نمونه­های باقیمانده با نخ ابریشم بر پارچه نخی اجرا شده­اند (جدول ۳). نقش محراب بر پارچه­های مخمل تک رنگ زردوزی شده و آجیده­دوزی نیز نمایش یافته است (جدول ۴). در موزه متروپولیتن، پارچه­ای ایرانی از جنس کتان، باقی مانده که نقش محراب هندسی با ابریشم بر روی آن، رودوزی شده است. نقوش محرابی پارچه­های هندی و ایرانی شامل محرابی ساده، قندیلی، گلدانی، سروی و درختی، بته­جقه­ و ستونی است.

جدول ۲: نقش محراب بر پارچه ­های ساتن، نخی- پشمی و مخمل ایران (نگارنده)

 

ساتن زر بافت، اصفهان، دوره شاه عباس اول، موزه وبکتوریا و آلبرت (پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹، ۱۰۴۷) پارچه نخی و پشمی، قرن ۱۹ م. (سایت  موزه مترو پولیتن) مخمل، اصفهان، ۱۱ ه.ق، (پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹، ۱۰۸۹)

          جدول ۳: تطبیق نقش محراب بر پارچه­ های نخی ابریشم دوزی ایران وهند (نگارنده)

 

ایران  

پارچه نخی ابریشم دوزی شده، اوایل ۲۰م. (سایت موزه منسوجات کانادا)

 

ابریشم دوزی بر پارچه نخی، ۱۰ه.ق.، موزه هنرهای صناعی، بوداپست(پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹، ۱۰۹۹)

هند  

دیوارکوب نخی ابریشم دوزی، ۱۷م. (Khalili.2008.105)

 

پارچه نخی ابریشم دوزی، سبک گورکانی، (rugrabbit.co)

 

پارچه نخی ابریشم دوزی، ۱۸ م. (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)

 

ا پارچه نخی ابریشم دوزی، سبک گورکانی، قرن ۱۸م. (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)

از نقش­مایه­ های متمایز این منسوجات می­توان به نقش خورشید با صورت انسانی و نقش هلال ماه دربر گیرنده نقش آهو در دو طرف محراب و نوشتاری در زیر محراب مخمل زردوزی شده قرن ۱۹ هند اشاره کرد (تصویر ۳) که نمونه آن در آثار ایرانی موجود نیست. در موزه متروولیتن سجاده­ای ایرانی از جنس نمد موجود است، که نقش محراب بر روی آن، مشابه سجاده­ های رشتی­دوزی  با ابریشم رنگی، گل­دوزی شده است (جدول۵). البته شیوه گل­دوزی بر روی نمد در هند نیز اجرا

می­شد اما سجاده نمدی ایرانی، بیشتر در ترکیه و با نقوشی ساده­تر تولید می گشت.

 

جدول ۴: تطبیق نقش محراب بر پارچه­های مخمل ابریشم دوزی و آجیده دوزی ایران وهند (نگارنده)

 

ایران  

سجاده آجیده وابریشم، دوزی اصفهان، ۱۱و ۱۲ ه.ق. (پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹، ۱۱۰۲)

 

مخمل رودوزی شده، قاجار

 

پرده، رشتی دوزی ایران، قرن ۱۹ میلادی، (سایت موزه متروپولیتن)

هند  

سجاده آجیده وابریشم، دوزی،سبک گورکانی۱۹ م.

 

مخمل زردوزی شده، قرن ۱۹م. (rugrabbit.com)

 

 

 

 

 

تصویر۳: نقوش ماه و خورشید و نوشتار در مخمل زردوزی شده قرن ۱۹ هند (نگارنده، برگرفته از منسوجات هندی جدول ۴)

 

 

جدول ۵: نقش محراب بر نمد و کتان ایرانی (نگارنده)

 

ابریشم دوزی روی کتان، قرن۱۸م. (سایت موزه متروپولیتن) ابریشم دوزی روی نمد، شمال ایران، قرن ۱۸م. (سایت موزه مترو پولیتن)

 

۴-بررسی نقش محراب در پارچه­ های نقاشی و چاپ شده ­ی ایران وهندی

از مهم­ترین شیوه­های نقش­اندازی مشترک ایران و هند، نقاشی و یا چاپ قلمکار است که به دلیل رواج آن در هر دو کشور، تعیین خاستگاه دقیق آن مشکل است. اصل واژه قلم­کار که در هر دو کشور به کار می­رود ایرانی است. بر اساس مستندات، ایرانیان «برای رقابت با چینی­ها و هم­چنین یه منظور جلب نظر مغولان، دست به ابتکارات زدند که از آن جمله ابداع نقاشی روی پارچه با قلم یا به اصطلاح ابداع قلمکار نقاشی و سپس چاپ قلمکار با قالب و مهر بوده است» (یاوری، ۱۳۸۵: ۱۵). در دوران صفوی هنرمندان ایرانی در تهیه قلمکار در دربار گورکانی فعالیت داشتند. «آ­ن­ها طرح­ها و­ شیوه­های تولید ایرانی را درقلم­کار­های هندی به کار گرفتند. به دلیل نزدیکی شیوه قلمکارسازی هند به قلمکارسازی اصفهان، تشخیص قلمکار هندی وایرانی از یکدیگر در این دوران مشکل است» .(Dhamija, 1989: 155) پارچه­های قلمکار تولید شده در هند دراین زمان به­صورت «سجاده، آستر جامه، پرده­ای، مجمعه پوش، دیوارآویز و انواع پوشش­ها که با نقوش ایرانی تزیین می­شدند، از هند به ایران صادر می­شد» (طالب­پور، ۱۳۹۰، ۲۰). به دلیل ارتباط تنگاتنگ دو کشور در تولید این پارچه­ها، بیشترین تطابق نقش محراب در پارچه­های قلمکار دو کشور مشاهده می­گردد و بر این اساس می­توان به تحلیل منسجم­تری از نقوش محرابی در این پیکره مطالعات یه­دست یافت. این دسته­بندی مبتنی بر عناصر شاخص به­کار رفته، عبارت است از:

۴-۱ محرابی سروی: در این طرح، نقش سرو بر زیر طاق محراب نمایش یافته و اغلب در دو سوی درخت، نقش طاووس مشاهده می­گردد(جدول ۶). در برخی، دو نقش سرو در دو طرف محراب، به­شکل دو ستون تکرار می­گردد.

۴-۲محرابی درختی: در این طرح، نقش درختی افشان و اغلب گل و میوه­دار بر زمینه زیر محراب، ظهور یافته است. در نوع دیگری از طرح درختی، بر زیر محراب، نقش درختی، مشابه درخت نخل نمایش می­یابد (جدول ۷).

۴ -۳محرابی نمکدانی: نقش محراب هندسی این طرح، مشابه دستبافته­های سنتی نمکدان ایرانی، از یک چهارضلعی بزرگ به عنوان زیر محراب و یک چهارضلعی کوچک­تر بر روی آن، به عنوان طاق محراب تشکیل یافته است. قسمت فوقانی این طرح، با نقش شرابه مانند و زیر محراب، با نقش سرو و یا بته جقه پوشش می­یابد (جدول ۸). تنوع بیشتر این طرح در ایران، گویای احتمال خاستگاه آن در ایران است.

۴-۴-محرابی گلدانی و گل­بوته­ای: در زیر طاق محراب، نقش گلدان یا گل­بوته پر از گل نقش بسته است. این نقش بر پارچه­های هند بسیار مشاهده می­گردد (جدول ۹). البته در ایران مشابه این نقش بر قالی­های محرابی مناطق مختلف ایران یافت می­شود.

جدول ۶: تطبیق نقش محراب سروی قمکارهای ایران وهند (نگارنده)

 

ایران  

چاپ قلمکار، سده ۱۱ و ۱۲ ه.ق (پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹: ۱۰۹۴)

   

(سایت موزه منسوجات کانادا)

هند  

پرده،۱۹۰۰-۱۹۴۰م. (سایت موزه منسوجات کانادا)

 

گجرات، ۱۹۰۰-۱۹۳۰

(سایت موزه منسوجات کانادا)

 

پرده، قرن ۱۹م. (سایت موزه متروپولیتن

 

 

تصویر۴ : نقش خوشید چهره نما، انسان جانورسان و انسان با لباس هندی در پرده­های هندی قرن بیستم،(نگارنده، برگرفته از منسوجات هندی جدول۶)

 

جدول ۷: تطبیق نقش محراب درختی قلمکارهای ایران وهند (نگارنده)

 

ایران  

چاپ قلمکار، سده ۱۱ و ۱۲ ه.ق(پوپ و آکرمن، ۱۳۸۹: ۱۰۹۴)

 

اصفهان، ۱۹۰۰-۱۹۴۰م.(سایت موزه منسوجات کانادا)

هند  

پرده یا روتختی، اوایل قرن ۱۸م. (سایت موزه متروپولیتن)

 

نقاشی قلمکار هند، (سایت موزه متروپولیتن)

          

            جدول ۸: تطبیق نقش محراب نمکدانی قمکارهای ایران وهند (نگارنده)

 

ایران  

 

 

پرده، ۱۹۰۰-۱۹۴۰ م. (سایت موزه منسوجات کانادا)

 

پارچه نخی، ۱۸۰۰ م. (سایت موزه مترو پولیتن)

هند  

 

سجاده، ۱۹م. شمال هند (arts.jozan.net)

   

 

 

 

 

 

 

 

۴-۴-محرابی گلدانی و گل­بوته­ای: در زیر طاق محراب، نقش گلدان یا گل­بوته پر از گل نقش بسته است. این نقش بر پارچه­های هند بسیار مشاهده می­گردد (جدول ۹). البته در ایران مشابه این نقش بر قالی­های محرابی مناطق مختلف ایران یافت می­شود.

 

          جدول ۹: تطبیق نقش محراب گلدانی و گل­بوته­ای قمکارهای ایران وهند (نگارنده)

 

ایران
هند

 

پرده، ۱۷م. (سایت موزه متروپولیتن)

 

پرده، قرن ۱۸م. (سایت موزه متروپولیتن)

 

دیوارکوب، اواخر قرن ۱۷ واوایل قرن۱۸م. (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت)

 

دیوارکوب، قرن ۱۷م. (سایت موزه مترپولیتن)

 

پرده گجراتی، قرن ۱۸م.

نقش عقاب شکارگر آهو در دوطرف نقش گلدان و نقش ابر در بالای نقش بوته پرده­های هندی قرن ۱۷ موزه متروپوولیتن و نقوش طوطی، شیر و فیل در دوطرف گلدان پرده گجراتی قرن ۱۸م (تصویر ۵)از نقوش هندی متمایز آثار جدول ۹است.

 

تصویر۵: نقش عقاب و آهو، ابر، طوطی و شیر و فیل در منسوجات هندی (نگارنده، برگرفته از منسوجات هندی جدول ۹)

۴-۵ محرابی تصویری: در زیر محراب این طرح­های قاجاری، تصاویر انسانی نمایش می­یابد. این­ طرح­ها به دلیل حفظ حرمت سجاده­، اغلب بر روی پرده و دیوارکوب­ها ظهورمی­یابد. تصاویر انسانی منسوجات ایرانی، اغلب خیالی و برگرفته از ادبیات و مضامین دینی مرتبط با بهشت هستند ولی تصاویر انسانی منسوجات محرابی هند، واقع­گرایانه­تر و برگرفته از مضامین فرهنگ هندی می­باشند (جدول ۱۰).

۴-۶محرابی ساده: این طرح در مقایسه با طرح­های قبلی، هندسی وکم پیرایه است (جدول ۱۱). اگرچه بر پارچه­های قلمکار ایران این طرح کمتر مشاهده می­گردد، اما در قالی­های روستایی کرد، افشار و قشقایی ایران، مشابه آن بافته می­شود. علاوه بر چاپ قلمکار، نقش محراب به­صورت چاپ باتیک بر پارچه­های ایرانی و به­صورت چاپ زرنگار طلایی، بر پارچه­های هندی نیز ظهور یافته است (جدول ۱۲).

جدول ۱۰: تطبیق نقش محرابی تصویری در قمکارهای ایران وهند (نگارنده)

 

ایران هند
 

      قرن ۱۸ م.              قرن ۱۹ م

 (سایت  موزه نساجی کانادا)

 

پرده قلمکار،(سایت موزه متروپولیتن)

 

جدول ۱۱: تطبیق نقش محرابی ساده در ایران وهند (نگارنده)

 

ایران هند
 

قالی قشقایی ایران،  اوایل قرن ۲۰ م.

 

سجاده، ۱۹م. گجرات (rugr abbit)؛ دیوارکوب، قرن۱۷م.، (متروپولیتن)

 

۶-بررسی تطبیقی نقش محرابی در تخت­بافته ­های ایران و هند

چنان­که اشاره شد، تخت­بافته­های داری دو کشور از لحاظ مواد اولیه و شیوه­ی بافت به انواع زیلوهای پنبه­ای و گلیم­های پشمی و پنبه­ای قابل تقسیم هستند. زیلوبافی از قدیمی­ترین هنرهای مناطق کویری ایران است که «در میبد قدمت آن را به پبش از اسلام می­رسانند و حتی میبدی­ها ابتکار آن را به خود نسبت می­دهند» (محبی و آشوری، ۱۳۸۴: ۴۳).     

        جدول ۱۲: نقش محراب در پارچه­های چاپ باتیک ایران و زرنگارهند (نگارنده)

 

ایران: چاپ باتیک چاپ زرنگار هند
 

باتیک روی پارچه نخی، قرن۱۸م. (سایت موزه متروپولیتن)

م

مخمل ابریشمی زرنگاری شده، ۱۶۰۵ م. (سایت موزه متروپولیتن)؛ راجستان قرن ۱۸ م. (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت)

 

دستبافته­ای مشابه زیلوهای ایرانی در هند تولید می­گردد که “دهاری” (Dhurrie)یا “داری” نام دارد. واژه­ی “داری” (Dâri)ریشه در زبان سانسکریت داشته و «قدیمی­ترین تکه دهاری یافت شده در هند متعلق به قرن سوم تا اول پیش از میلاد است»  (Ahuja, 1999, 30). زیلوهای پنبه­ای ایران در مقایسه با داری­های هند ساده­تر هستند و اغلب به­عنوان فرش در اماکن مقدس کاربرد دارند؛ اما داری­های هند کاربرد وسیع­تری داشته و علاوه بر پنبه از پشم نیز بافته می­شوند. در جدول ۱۳ انواع نقش محراب در تخت­بافته­های هندی و نقوش مشابه در بافته­­های ایرانی معرفی شده است.

  1. بررسی تطبیقی قالیچه­ های محرابی ایران و هند

از قرن دهم هجری به بعد، سجاده های بسیار خوش بافت در ایران به وجود آمد. قالی­های محرابی دوره صفویه و قاجاریه دارای طرح­های گوناگونی است که عبارتند از: «محرابی کتیبه­ای، محرابی قندیل­دار، محرابی درختی، محرابی گلدانی، محرابی سرتاسری و محرابی دورنما» (تنهایی؛ خزایی،۱۳۸۸: ۷). از مهم­ترین طرح­های مشترک دو منطقه، طرح­های محرابی گلدانی و گل­بوته­ای است. «گل­ها و گیاهان که نشانگر علاقه صفویان به باغ و بستان است، نقش­مایه­های قابل توجهی می­باشند. گاهی بخش بالای این­گونه گل­ها به شکل غنچه­های شکفته­ای نشان داده می­شود که بر روی طومارهای اسلیمی ظریف و گسترده­ای افتاده­اند که خود این نقش و نگار ها به شکل لایه لایه قرار گرفته­اند اما طرح، شکل یک تک شاخه­ای را به خود می­گیرد که در ردیف­های منظمی تکرار می­شود. از زیر برگ­های ظریف، ساقه­ای باریک به شکل منحنی بالا می­رود و در انتها شکفته شده و به شکل یک گل خشخاش، رز یا زنبق در می­آید» (بیکر، ۱۳۸۵: ۱۳۱).

جدول ۱۳: تطبیق نقش محراب  در  تخت بافته­ های ایران و هند(نگارنده)

 

نقشه هند ایران توضیحات
محراب و مناره یا سرو  

داری پنبه­ای(Ahuja, 1999, 104)

 

زیلوی پنبه­ای میبد

بافت سجاده­های تک نفره­ی دورنگ با نقوش ساده و هندسی در هر دو کشور رواج داشته است.
محرابی صف  

داری پنبه­ای، راجستان هند، ۱۹۴۰ م. (Ahuja, 1999, 106)

 

زیلو پنبه­ای میبد (محبی و آشوری، ۱۳۸۴، ۵۰)

سجاده­ی صف درهند به­صورت تک ردیف ساده چند رنگ و در ایران به­شکل چند ردیفی دو رنگ ومنقوش اجرا می­گردد.
محرابی ستونی چند رنگ  

داری پنبه­ای و پشمی ، هند، ۱۹م. (Ahuja, 1999, 106)؛  پنبه، ۱۸۸۰-۱۹۳۰م. (موزه منسوجات کانادا)

 

 

عدم مشاهده نمونه­ی مشابه

رنگ­های شعله­سان نارنجی و زرد زیر محراب، احتمالاً نمادی از نور است.
محرابی  قندیل­دار  

داری پنبه­ای ، هند، اواخر قرن ۱۹م. (Ahuja, 1999, 107)

 

قالی قندیل­دار صفوی، ۱۶م.

نمونه­ی تخت بافته­ی ایرانی این نقش یافت نشد اما نقش محرابی قتدیل­دار بر قالیچه­های سجاده­ای صفوی رواج بسیار داشته و قدمتآن به پیش از دوره­ی صفوی و در شمال غرب ایران باز می­گردد.
نمای مسجد و دو مناره  

داری پنبه­ای ، بیکانر یا جیپور ، اوایل قرن ۲۰م. (Ahuja, 1999, 108)

 

قالی سه محراب سیستان

نمونه­ی تخت بافته­ی این نقش در ایران یافت نشد اما قالی­های سه محراب جنوب شرق ایران و افغانستان تا حدودی با این نقش مشابه است.

البته توجه به باغ و بستان در  این زمان در هند نیز رواج می­یابد و «باغ در اوایل دوره گورکانیان در هند، جزء مهمی از برنامه جغرافیایی و مکان شناسی منطقه­ای بود» (وسکوت، ۱۳۸۷: ۸۹).نقش محراب بر طیف وسیعی از قالیچه­های سجاده­ای و قالی­های پرده­ای دو کشور در قالب طرح­های متنوع ظهور یافته که عمده­ترین این طرح­ها در جدول ۱۴ مورد تطبیق قرار گرفته­اند. شایان ذکر است که نقشه محرابی بر بسیاری از قالی­های روستایی ایران نیز ظهور یافته که صرفاً طرح­های قالی­های شهری صفوی در قرن ۱۶م. مورد اقبال دربار گورکانی قرار گرفته و در هند گسترش یافته­اند.

جدول ۱۴: تطبیق نقش محراب در قالی­های ایران وهند (نگارنده)

 

نقشه هند ایران
محرابی با نقش درختچه گل  

قالیچه، کشمیر یا لاهور، ۱۶۳۰-۴۰ م.

(موزه متروپولیتن)،(Walker, 1998, 92)

 

اواخر قرن ۱۸ م. (jozan.net) و(.persiancarpetguide.com)

 

سجاده محتشم کاشان، اواخر قرن ۱۹م.

سجاده تبریز، اواخر قرن۱۹ م. ((spongo bongo

 

ساروق، قرن ۱۹ م.

محرابی هزارگل  

قرن ۱۸م. ((Walker, 1998, 131

 

طرح ناظم یا هزارگل قشقایی

پرده­های محرابی ۱۸۲۰م. (Walker, 1998, 130) ، ۱۳۲۰ ه.ق، موزه آستان قدس رضوی
محرابی شاه عباسی  

کشمیر ،  سبک کاشان، ابریشم، (Mathur, 2004, 45)

 

اصفهان، سبک کاشان؛  پرده­ای محرابی ترنجدار، ۱۳۵۰، بافت اصفهان، موزه آستان قدس رضوی

 

محرابی صف  

 

فرش محرابی، هند، ۱۸۰۰م. (Walker, 1998: 134)

 

سجاده سه محرابه شمال غرب ایران، قرن ۱۱ ه.ق. موزه کویت(پوپ واکرمن، ۱۳۸۹: ۱۱۷۱)

محرابی سروی عدم مشاهده نمونه  

کرمان، قاجار، (دادگر، ۱۳۸۰: ۱۸)

 

نقش محراب در تخت بافته­های هندی، بسیار ساده­تر و هندسی­تر از قالی­های محرابی است.از  نقوش شاخص منسوجات محرابی داری می­توان به نوشته­های خوشنویسی در قالیچه قندیل­دار قرن ۱۶م. در جدول ۱۳اشاره کرد (تصویر ۶) که از آثار فاخر دوره صفوی است و به­عنوان سجاده کاربرد داشته­ است و مشابه آن در منسوجات محرابی هند موجود نیست.کتیبه­های خوشنویسی با محتوای دعا، اذکار و آیات به منظور حفظ حرمت و قرار نگرفتن در زیر پا، صرفاً در نیمه فوقانی این نوع قالیچه­ها تکرار شده­اند. هندی­ها نقش “هزارگل”را که در قالی­های­ ایران از جمله قالی قشقایی با نام طرح “ناظم”یه وفور بافته می­شود، به خود نسبت می­دهند. این نقش ریشه در محرابی­های گلدانی صفوی داشته که بعد از ورود به هند، تغییراتی مختصر یافته است.

 

 

 

 

تصویر۶ : کتیبه­ های خوشنویسی در دو طرف محراب برخی از قالیچه­ های صفوی (نگارنده)

  1. تحلیل تطبیقی نقوش محرابی بر منسوجات هند و ایران

منسوجات محرابی ایران و هند به از لحاظ کاربرد به دو دسته مذهبی شامل سجاده و روپوش قبر ومحصولات غیر مذهبی شامل پرده، دیوارکوب و روتختی تقسیم می­شوند و با توجه به تفاوت­های فرهنگی دو کشور، تفاوت­هایی بایکدیگر دارند. مطابق جدول۱۵ در ایران روپوش قبر و در هند روتختی محرابی از تولیدات اختصاصی هر کشور است. در ایران سجاده­های زیلو باف و در هند داری­های پشمی و پنبه­ای تولید می­گردد. مخمل بافی و چاپ باتیک با نقش محراب صرفاً در نمونه­های ایرانی و چاپ زرنگار بر روی مخمل، صرفاً در منسوجات هندی مشاهده می­گردد.

جدول ۱۵: دسته ­بندی منسوجات محرابی ایران و هند از نظر جنس و کاربرد (نگارنده)

سجاده روپوش قبر پرده دیوارکوب روتختی
ایران گلیم باف پشمی، زیلو، قالیچه، ابریشم رو دوزی شده و زربافت، پارچه نخی و پشمی، نخی ابریشم دوزی شده، آجیده دوزی ابریشم زربافت، ساتن زربافت قالی، ابریشم زرباف، کتان ابریشم رودوزی شده، مخمل، چاپ باتیک، قلمکار، نخی ابریشم دوزی شده ابریشم زربافت، نمد ابریشم دوزی شده
هند قالیچه­،داری­های پنبه­ای و پشمی، نخی ابرشم دوزی شده، آجیده دوزی، قلمکار، مخمل زردوزی شده قالی، ابریشم زرباف، مخمل زرنگار، نخی ابریشم دوزی شده قلمکار، ابریشم ساده و پنبه باف، نخی ابریشم دوزی شده قلمکار

در جدول ۱۶طرح­های محرابی بر اساس نقشه و میزان پراکندگی، در دو کشور مشخص شده است. مطابق این اطلاعات طرح محرابی شاه­عباسی،  قندیلی و نمکدانی تنها در منسوجات ایرانی و طرح­های محرابی ساده، محراب و گلدسته و گل بوته­ای در منسوجات هند بیشتر از ایران ظهور یافته است.

 

جدول ۱۶: دسته بندی نقوش محرابی ایران و هند از نظر میزان انتشار (نگارنده)

  محرابی ساده درختی

 

شاه عباسی گلبوته

­ای

گلدانی قندیلی نمکدانی محراب و گلدسته بته جقه­ای تصویری
ایران * ** * * ** * * * * **
هند ** ** *** ** ** * *

 

نقش مایه­های شاخص به کار رفته در منسوجات محرابی هند و ایران به دسته­های اشاره شده در جدول ۱۷ قابل تقسیم هستند. چنان­که ملاحظه می­گردد ایرانیان در به­کار بردن نقش­مایه­ها جانب احتیاط را رعایت کرده و به­ویژه در طرح­های محرابی غیر تصویری، صرفاً از نقوشی استفاده کرده­اند که با مفاهیم و اعتقادات اسلامی و فرهنگ ایرانی انطباق داشته­است. هندی­ها در دریافت طرح­های ایرانی، ابتدا به نقوش گل و درخت علاقه بیشتری نشان داده­اند و به تدریج با مرور زمان، نقش­مایه­های متناسب با فرهنگ هند را نیز بر آن افزوده اند. به­ویژه در منسوجات محرابی که برای ارائه به غیر مسلمانان تولید می­شده از قبیل پرده و روتختی­، رد پای عناصر غیر ایرانی و غیر اسلامی، به وضوح مشهود است و در مقایسه با نقوش ایرانی از تنوع بیشتری برخوردارند.

 

     جدول ۱۷: دسته ­بندی نقش­مایه­ های رایج در منسوجات محرابی ایران و هند (نگارنده)

  گیاهی جانوری انسانی خط­نگاره مظاهر طبیعت و  نقوش اسطوره­ای
ایران زنبق، گل سرخ، نرگس، سرو، درخت زندگی و درخت چند گل، نخل، گل شاه عباسی، بته جقه شیر، طاووس، یوقلمون، آهو، گوزن مرد، زن، فرشته ادعیه و اذکار با الفبای فارسی و عربی
هند زنبق، گل سرخ، گل نرگس، گل خشخاش، سرو، درخت زندگی، نخل، بته جقه شیر، طاووس، آهو،  فیل، طوطی، ببر، پلنگ، اسب مرد، زن، کودک بسیار نادر و با الفبای هندی خورشید و ماه، ابر، انسان با سر خورشید، خورشید چهره نما

 

نتیجه

اگرچه اسلام از قرون اولیه هجری در هند وارد شد اما گسترش وسیع نقشه­های محرابی بر منسوجات هندی دوره گورکانی به این­ سو بیانگر پذیرش و رواج آن در چهار قرن گذشته است.کشور هنداگرچه نقوش محرابی را درابتدا از ایران گرفت، اما رواج برخی نقشه­ها از قبیل نقشه محرابی گلدانی و گل­بوته­ای که با ذائقه طبیعت دوستی گورکانیان سازگارتر بوده و یا انتخاب شیوه قلمکار که هندی­ها در  تولید آن تبحر بسیار داشتند گویای آنست که این وام­گیری به­شکل انتخابی بوده و  هندی­ها تا حدودی موفق به بومی­سازی این نقش در فرهنگ غنی خود شده­اند.

جایگزینی نقش­مایه­های طوطی و فیل هندی، به­جای نقوش طاووس و شیر ایرانی، ظهور نمادهای خورشید و ماه در دوطرف طاق محراب، اجرای نقوش محرابی به شیوه ­هندی زرنگاری و تولید  وسیع تخت­بافته­های داری با نقوش محرابی ساده و هندسی که نمونه­های آن در ایران کمتر بافته می­شود از مظاهر این بومی­سازی محسوب می­گردد.

کاربرد خط­نگاره که دربرخی منسوجات محرابی ایران به ویژه در قالی­­چه­ها و روپوش­های قبر رواج داشته، در منسوجات محرابی هند بسیار کم­یاب است. هم­چنین، نقش محراب در برخی شیوه­های پارچه­بافی هند که اصالت ایرانی داشته و تولید آن نیازمند مهارت بیشتر است از قبیل مخمل­­بافی، ظهور نیافته در حالی­که در مخمل­بافی ایران اجرا شده است.

برخی نقشه­های ایرانی از قبیل نقشه محرابی درختی و نقش­مایه­های شیر، طاووس و بته­جقه که با فرهنگ هند مطابقت بیشتری داشته -و شاید ریشه در فرهنگ زرتشتی و مهاجرت چندگانه زرتشتان ایرانی به هند دارد- از طرح­های مورد اقبال دو کشور است و در مقابل، برخی طرح­های محرابی ایران از قبیل محرابی قندیلی و محرابی شاه­عباسی در هند با استقبال کمتری مواجه شده است.

آن­چه از نقشه­های محرابی ایران به هند منتقل شده، صرفاً نقشه­های شهری و درباری ایران است  که به صورت رسمی از طریق مهاجرت هنرمندان و یا تبادل نقشه­های ایرانی صورت پذیرفته و نقشه­های روستایی ایران از قبیل نقوش سجاده­های ­نمکدانی در فرهنگ هند حضوری کم­رنگ یافته است.البته شباهت طرح محراب و دو مناره در داری­های هند با طرح سه محراب در قالی­های بلوچ ایران و افغانستان بیانگر نوعی رابطه تأثیر و تأثری مختصر در طرح­های محرابی روستایی مناطق همجوار است.

تولید برخی منسوجات محرابی از جمله روپوش قبر در فرهنگ هند جایگاهی نداشته که شاید ریشه در فرهنگ متفاوت خاک­سپاری و مرده سوزی و یا کاربرد ویژه این منسوجات در ایران است. چراکه در ایران این منسوجات برای پوشش قبر امامزادگان و بزرگان مذهبی مورد استفاده قرار می­گیرد.

 

منابع

  1. بیکر، پاتریشیا، منسوجات اسلامی، چاپ اول، ترجمه مهناز شایسته­فر، تهران: مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، ۱۳۸۵
  2. پوپ، آرتور آپم؛ آکرمن، فیلیپس،  سیری در هنر ایران از دوران پیش از تاریخ تا به امروز، ویرایش زیر نظر سیروس پرهام، جلد پنجم و یازدهم، چاپ اول، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۷
  3. تنهایی، انیس؛ خزایی، رضوان، انعکاس مفاهیم نماز در قالیچه­های محرابی صفویه و قاجاریه، فصلنامه مطالعات هنر اسلامی، شماره یازدهم، صص ۷-۲۴، ۱۳۸۸
  4. خلیل زاده مقدم، مریم، صادق­پور فیروزآباد، ابوالفضل، بررسی تطبیقی پارچه­های صفوی و گورکانی، نشریه نگره، شماره ۲۱، بهار ۱۳۹۱
  5. دادگر، لیلا، فرش ایران، تهران: میراث فرهنگی، ۱۳۸۰
  6. سوچک، پریسیلا، هنرمندان ایرانی در هند گورکانی- آثار و دگرگونی­ها، ترجمه عباس آقاجانی، گلستان هنر۲، صص ۱۲۶-۱۴۰، پاییز و زمستان ۱۳۸۴
  7. طالب­پور، فریده، بررسی تطبیقی نقوش منسوجات هندی گورکانی با پارچه­های صفوی، فصلنامه نگره، شماره ۱۷، صص۱۵ تا ۳۹ ، ۱۳۹۰
  1. فرشید نیک، فرزانه؛ افهمی، رضا؛ آیت­اللهی، حبیب، نشانه­شناسی قالی محرابی بازتاب معماری مسجد در نقش فرش، فصلنامه گلجام، شماره ۱۴، صص ۹-۲۷، پاییز ۱۳۸۸
  2. فریه، آر. دبلیو، هنرهای ایران، ترجمه پرویز مرزبان، چاپ اول، تهران: نشر فروزان، ۱۳۷۴
  3. محبی، حمبد رضا؛ آشوری، محمد تقی، نماد و نشانه در نقش­پردازی زیلوهای تاریخی طرح محرابی (صف) میبد، فصلنامه گلجام، شماره صفر، صص ۴۲-۶۰، زمستان ۱۳۸۴
  4.   ندوی، علامه سید ابوالحسن علی، تاریخچه ادوار اسلامی و ادوار آن در هند، چاپ دوم، ترجمه محمد قاسم قاسمی، انتشارات صدیقی، ۱۳۷۹
  5. وسکوت، جیمز ال، باغ­های گورکانی هند و علوم جغرافیایی گذشته و حال، ترجمه پویان شهیدی، گلستان هنر، شماره ۱۱، صص ۸۹-۱۰۵، بهار ۱۳۸۷
  6. یاوری، حسین؛ بطالی یادگار، علیرضا؛ هلالی اصفهانی، هاله، قلمکار اصفهان، چاپ اول، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر، ۱۳۸۵
  7. Agrawal, Yarshod Hara, Silk Brocade, Luster Press, New Dehli: Roli Books, 2003
  8. Ahuja, Shyam, Dhurrie Flatwoven Rugs of India,  India Book House Limited, 1999
  9. Dhamija, Jasleen & Jyotindra Jain, Hand Woven Fabrics of India, Main Publishingm, PVT Ltd, Ahmedabad, India,1989.
  10. Harris, Jennifer, 5000 Years of Textiles, British Museum Press, London, 2006.
  11. Mathur, Asharani, Indian Carpets, Nehru: Rupa, 2004
  12. Ramezanmahi, Somayeh, Bolkhari, Hassan, The Manifestation of Fireand Lightin the Icons of Mir-Heidar’s Miraj Nameh GhahiInternational Journal of Arts: 2(4), ۱۶-۲۵, ۲۰۱۲
  13. Khalili, Nasser, Islamic Art and Calture, London, 2008
  14. Walker, Danial, Flowers Underfoot (Indian Carpets of the Mughal Era, London: Thames and Hudson, 1998
  15. http://www.metmuseum.org/collection/the-collection-online (سایت موزه متروپولیتن)
  16. http://www rug rabit.com
  17. http://www Scala Picture Library
  18. http://www.textilemuseum.ca سایت موزه منسوجات کانادا) )
  19. http://www.vam.ac.uk (سایت موزه ویکتوریا و آلبرت)

 

مراجع
  1. بیکر، پاتریشیا، منسوجات اسلامی، چاپ اول، ترجمه مهناز شایسته­فر، تهران: مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، ۱۳۸۵
  2. پوپ، آرتور آپم؛ آکرمن، فیلیپس،  سیری در هنر ایران از دوران پیش از تاریخ تا به امروز، ویرایش زیر نظر سیروس پرهام، جلد پنجم و یازدهم، چاپ اول، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۷
  3. تنهایی، انیس؛ خزایی، رضوان، انعکاس مفاهیم نماز در قالیچه­های محرابی صفویه و قاجاریه، فصلنامه مطالعات هنر اسلامی، شماره یازدهم، صص ۷-۲۴، ۱۳۸۸
  4. خلیل زاده مقدم، مریم، صادق­پور فیروزآباد، ابوالفضل، بررسی تطبیقی پارچه­های صفوی و گورکانی، نشریه نگره، شماره ۲۱، بهار ۱۳۹۱
  5. دادگر، لیلا، فرش ایران، تهران: میراث فرهنگی، ۱۳۸۰
  6. سوچک، پریسیلا، هنرمندان ایرانی در هند گورکانی- آثار و دگرگونی­ها، ترجمه عباس آقاجانی، گلستان هنر۲، صص ۱۲۶-۱۴۰، پاییز و زمستان ۱۳۸۴
  7. طالب­پور، فریده، بررسی تطبیقی نقوش منسوجات هندی گورکانی با پارچه­های صفوی، فصلنامه نگره، شماره ۱۷، صص۱۵ تا ۳۹ ، ۱۳۹۰
  1. فرشید نیک، فرزانه؛ افهمی، رضا؛ آیت­اللهی، حبیب، نشانه­شناسی قالی محرابی بازتاب معماری مسجد در نقش فرش، فصلنامه گلجام، شماره ۱۴، صص ۹-۲۷، پاییز ۱۳۸۸
  2. فریه، آر. دبلیو، هنرهای ایران، ترجمه پرویز مرزبان، چاپ اول، تهران: نشر فروزان، ۱۳۷۴
  3. محبی، حمبد رضا؛ آشوری، محمد تقی، نماد و نشانه در نقش­پردازی زیلوهای تاریخی طرح محرابی (صف) میبد، فصلنامه گلجام، شماره صفر، صص ۴۲-۶۰، زمستان ۱۳۸۴
  4.   ندوی، علامه سید ابوالحسن علی، تاریخچه ادوار اسلامی و ادوار آن در هند، چاپ دوم، ترجمه محمد قاسم قاسمی، انتشارات صدیقی، ۱۳۷۹
  5. وسکوت، جیمز ال، باغ­های گورکانی هند و علوم جغرافیایی گذشته و حال، ترجمه پویان شهیدی، گلستان هنر، شماره ۱۱، صص ۸۹-۱۰۵، بهار ۱۳۸۷
  6. یاوری، حسین؛ بطالی یادگار، علیرضا؛ هلالی اصفهانی، هاله، قلمکار اصفهان، چاپ اول، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر، ۱۳۸۵

 

 

۸۰%
خوب
  • Design
امتیاز کاربر 5 (1 رای)
درحال ارسال
امتیاز نظرات 0 (0 امتیاز دهی)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

درحال ارسال